«تولید، دانش بنیان، اشتغال آفرین»

حکمرانی آب (چالش­ها و راهکارها)

مهاجرت عامل خروج فرهنگ از حالت پایداری می­شود

نگاه ما به اندیشکده هویت و پیشرفت اسلامی ایرانی نگاه زیست بوم فرهنگی است به نحوی که فرهنگ را از زیست بوم جدا نمی­دانیم و مقولات زیست بومی برای ما ارزش و آورده فرهنگی دارد، به طوری که پایداری فرهنگ و به نحوی در ذیل آن پایداری عرف که منجر به پایداری تعاملات و روابط انسانی شده و التزام می آورد نکته­ای که موجب تمایز عرف با قانون است، این نکته ست که عرف باعث التزام افراد به مقولات فرهنگی می­شود اما قانون وجه الزامی و بیرونی است. بنابراین هر مقوله­ای که به پایداری فرهنگ و عرف کمک کند و باعث تقویت التزام جامعه با یکسری مشخصات شود برای ما جزء موضوعات قابل بررسی است. طی بررسی که مرکز مطالعات راهبردی ژرفا در سال ۹۷ در خصوص وضعیت فرهنگی کشور انجام داد، به این جمع­بندی رسید که اغلب آسیب­های فرهنگی از یک مقوله بیشتر ناشی نمی­شود، یعنی مادر آسیب­ها و چالش­هایی که در کشور به وجود آمده است، مقوله مهاجرت است؛ مهاجرت موجب به هم خوردن لایه­ی اجتماعی مردم در سکونتگاه ­هایشان می­شود و این عامل خروج فرهنگ­ها از حالت پایداری است. بنابراین هر مقوله ای که باعث شکل­گیری مهاجرت شود، در ذیل مقولات هویتی قرار می­گیرد و به نحوی ضد هویت است.

نگاه ما به مقوله آب، فرهنگی است

 یکی از مباحثی که در مقوله­ی هویت بسیار مهم است، «محیط­زیست» است. بحث­های آب، هوا، اقلیم و تنوع زیستی اگر تنش آبی در منطقه و یا روستایی شکل بگیرد و باعث مهاجرت شود، به طبع تمام آسیب­هایی که عرض شد، بعد از آن بوجود خواهد آمد و فرهنگ پایداری خود را از دست خواهد داد. نگاهی که ما به مقوله آب داریم، نگاه فرهنگی است این نگاه فرهنگی قاعدتاً بحث های تخصصی خاص خود را هم دارد. همه این­ها در پایداری فرهنگ و هویت کمک خواهد کرد، لذا چینش اساتید و کارشناسان حاضر در نشست به نحوی صورت گرفته است که بحث های تخصصی مرتبط با آب، محیط­زیست و دانش و فناوری های بومی حوزه مدیریت آب مطرح شود که در نهایت برای ما این آورده را خواهد داشت که این مباحث را در پازل فرهنگ و هویت ببینیم. 

بخش دوم: دکتر اردشیر گراوند (مدیرعامل موسسه نقش کلیک)

پیوند مسئله آب با نظام اجتماعی و فرهنگی از دیرباز با ایرانی­ها عجین بوده است

مسئله آب در ایران و پیوند آن با نظام اجتماعی و فرهنگی مسئله است که مربوط به چند سال و یا چند قرن اخیر نبوده و پدیده­ای است که با ایرانی­ها عجین بوده است. آب در ایران اساسی‌ترین و اجتماعی‌ترین پدیده‌های طبیعی و اجتماعی جهان یعنی قنات را از دیرباز با خود داشته است. قنات زیر بنایی عظیم در مدیریت منابع آب بوده که به بهترین شکل ممکن، مدیریت آب در کشور به طور کامل برعهده داشته است. مساله آب با توجه به اینکه ایران کشوری خشک و کم آب است، موضوعی است که اساساً با این مردم زندگی کرده است و مسئله مدیریت آن تنها به جاهایی که کم آب بوده ارتباط نداشته بلکه در نقاط پرآب کشور هم به شدت رعایت می‌شده است.

آب یکی از نهادهای پایه­ای فرهنگ یک جامعه است

مدیریت منابع آب در این کشور همواره وجود داشته و برای آن برنامه و مسئولی وجود داشته است. تصور می­شود که در ایران مدیریت منابع آب در نقاط کم آب بوده، اما این­گونه نیست. اتفاقاً در جاهایی که آب به وفور یافت می­شده است، این مسئله دیده می­شود. دره خرم­آباد و داخل شهر خرم­آباد با اینکه شهر چشمه­ها است و آب فراوانی دارد شاید بالای هزار سال قبل جایی به نام «گرداب» داشتند که هنوز هم سازه آن باقی است، جایی داشت که تقسیم منابع آب بود و این گونه نبود که هر کسی که هر چقدر آب خواست بتواند مصرف کند، مدیریت وجود داشته است و تقسیم آب و میراب داشته است و اندازه گیری کرده بودند. نگاهی به نظام اجتماعی این کشور نشان از آن دارد که آب و تقسیم آب ریشه در فرهنگ این کشور داشته و هر نقطه‌ای برای خود ساز و کار و فرهنگ استفاده درست از آب داشته است.

زمانی که بنده در سال ۶۸ در رشته علوم اجتماعی، وارد دانشگاه علوم انسانی دانشگاه تهران شدم، همان روزهای نخست مدیریت منابع آب، نوع تقسیم آب و مشارکت مردم برای تقسیم آب را به ما آموختند. این مبانی نظام اجتماعی ایران بوده است. آب یکی از نهادهای پایه ای فرهنگ یک جامعه است، وقتی این همه آدم ها با آن زندگی می کنند نظامات، قواعد و رفتار شکل می گیرد و اساساً تصور ما این است که نظامات منابع آب مختص مناطق کم آب است در صورتی که برای مناطق پر آب هم بوده است.

آب، موضوعی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی کشور بوده و نظام سیاسی از آن تبعیت می­کرده است

 من در شهرستانی زندگی می کردم که ما نمی توانستیم چاه فاضلاب بکنیم، آنقدر که سطح آب بالا بود همان موقع هم مردم برای مصرف آب و چاه کندن کنترل داشته و نظامات را مدیریت می­کردند و مصرف آب پدیده­ای کاملاً اجتماعی بود و فرهنگ از آن پشتیبانی می­کرد و مردم مجبور بودند که از آن تبعیت کنند، پس موضوع آب موضوعی کاملاً اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی این کشور بوده است که قاعدتاً نظام سیاسی هم از آن تبعیت می­کرده است و در بسیاری موارد هم مدیریت منابع آب با نظام سیاسی بوده است یعنی برای تصاحب آب برخی کارها انجام شده است، ولی ما به شرایطی بر خورده­ایم که شاید باران کم شده باشد، خشکسالی­هایی به وجود آمده باشد، اقلیم گرم شده باشد و عوارض دیگر و ما هم بد استفاده کرده باشیم، یک بحث است ولی بنده امروز می خواهم از نظر اجتماعی به این موضوع نگاه کنیم که چه کرده­ایم که این گونه در این موضوع مداخله کرده­ایم و آن مداخله چه نتیجه ای داشته است که ما امروز به این چالش بر خورده­ایم و به این نقطه رسیده‌ایم. تاریخ قنات، تاریخ تقسیم آب و حتی تاریخ ابزارهای سنجش تقسیم آب در ایران برای خود ادبیاتی دارد که شرح آن مجالی چندین ساعته می­طلبد. در هر گوشه­ای از ایران مدلی از تقسیم منابع آب داشتند، مدیریت منابع آب که در ادامه به بخش­هایی از آن می­پردازیم.

نظام اجتماعی همواره بر منابع طبیعی نظارت می­کرده است

در مورد منابع آب آن چیزی که من در زاگرس از کودکی با آن زندگی کرده­ام و به خاطر دارم نظام اجتماعی بر منابع طبیعی به شدت نظارت می­کرد و آن نظام اجتماعی از بریدن شاخه­ی یک درخت «زازالک» ممانعت می­کرد و جهت حفظ مراتع اجازه نمی­داد فردی بیش از اندازه دام داشته باشد و در مراتع آن ها را بچراند، کسی اجازه نداشت چاهی در زمینش حفر کند که دیگری را متضرر کند و یا آبی را در بالادست به اندازه ای بردارد که منابع پایین دستی را محدود کند.

به یاد دارم که در زادگاه من به درخت زازالک به عنوان یک نماد مقدس نگریسته می­شد و به آن بند سبزی گره می­زدند تا کسی آن را نبرد، یعنی گاهی به چیزی جای تقدس می­دادند وگرنه درخت زازالک که تقدس نداشت. بریدن درخت بلوط برای مردم تابو بود و می­گفتند که ما با بلوط زندگی می­کنیم. خریدن گوسفند برای استفاده در چرا و مرتع اندازه داشت، هرکسی سهمش را می­توانست خریداری کند. مرزها عرفی تعریف شده بود که این مرزهای عرفی برای کدام طایفه است و تا چه اندازه می­توانند تعریف کنند، یک نظاماتی بود ولی این دولت هم مداخله چندانی نداشت. به یاد دارم که قبل از انقلاب دادگاهی سر خیابان ما بود هیچ کسی داخل آن نمی­رفت و هر گاه که کسی را کشان کشان به درون آن می­بردند من می­گفتم متهم را گرفتند. وقتی می پرسیدیم که چه کار کرده است می­گفتند که این فرد هیزم بریده است. به اندازه همان هیزم او را جریمه می­کردند و دولت محکم می­ایستاد ولی مردم هم ممانعت می­کردند با اینکه گاز نبود و مردم در بلوطستان زندگی می­کردند، مجبور بودند که از فضولات گاو و گوسفند استفاده کنند و آن­ها را به شکلی در می­آوردند و برای پخت و پز از آن استفاده می­کردند. این گونه نبود که هرکسی به راحتی برود و درختی را ببرد، اساساً نظام اجتماعی حاکم و ناظر بود و فرهنگ هم حمایت می­کرد مردم هم تبعیت می­کردند.

بی برنامگی دولت­ها موجب تضعیف نظامات اجتماعی شد

 ما متأسفانه با عملکرد خود، این نظارت مردم را از بین بردیم. بنده در سال ۸۳ گزارشی به شورای اجتماعی کشور بردم و گفتم که این آب را به یزد انتقال ندهید، اگر چنین بشود، گرفتاری در نظام اجتماعی ایجاد می­شود. بنده نه محیط زیستی بودم و نه تخصصم مدیریت منابع آب بود. سال ۹۳ در یزد سخنرانی­ای داشتم و عرض کردم که بس است و از این بیشتر مشکل­ساز نشوید، نظام اجتماعی را بیشتر از این، از بین نبرید. شهریور سال ۹۶ سمیناری در گناباد درباره­ی برنامه ششم بود دوباره آنجا عرض کردم که من به آب به عنوان نظام اجتماعی نگاه می­کنم اگر ادامه دهید گرفتار خواهیم شد بیش از این برداشت نکنید.

بعد از کشف و استخراج نفت در ایران منابع عظیم پول و نفتی وارد کشور شد. این منابع پولی یا نفتی متأسفانه در دست دولت ها بود. کجای عالم پول مردم را به دولت­ها می دهند، پول را به دست دولت دادیم و دولت هر جا که دوست داشت، آن را هزیننه کرد.

قبل از انقلاب ما برنامه آمایشی داشتیم براساس برنامه آمایش بارگذاری می شد آن برنامه قبل از انقلاب هم اشکالاتی داشت که آن همه مهاجر را به تهران و اصفهان و … آورد و حاشیه­نشینی را ایجاد کرد ولی بعد از انقلاب آن کاچی بعض هیچی را هم کنار گذاشتیم. کل منابع در دست دولت­ها بود و چون بی برنامه بودند، هرکجا که دوست داشتند، بارگذاری کردند. وقتی بارگذاری کردند اساساً اتفاقی به نام مهاجرت در این کشور جاری شد، یعنی منابع را طوری تنظیم کردند که در تهران ۱٫۶ برابر جمعیتش تولید ناخالص کشور تولید می شد یعنی به تعبیری در آن پول ریخته است، در استان های دیگر به گونه ای شد که به ۰٫۶ و ۰٫۷ می رسید ولی اینجا هم پول ریخته بود، این نکته ظریف را دقت کنید که وقتی مهاجرت اتفاق می­افتد فیزیک و آدم جا به جا نمی شود نظامات هم مختل شده و جا به جا می­شود، وقتی نظامات جا به جا می­شوند مردمی که از لرستان بلند شدند کارها مختل شدند، نظارت بر منابع طبیعی هم مختل شد، نظارت بر استفاده آب هم مختل شد، نظارت بر مصرف چوب هم مختل شد. انگار به طور جدی کنترل اجتماعی را تضعیف کردیم، وقتی کنترل مهاجرت اتفاق می­افتد جامعه مهاجرفرست را دچار اختلال می­کند، از هر خانواده­ای یکی بیرون می آید و از هر ایلی ده تا بیرون می آیند و شیرازه از هم می­پاشد و مهاجرت هم چسبندگی دارد. وقتی قبلی­ها رفتند بعدی­ها هم می­روند و دل کندن از آن زیست بوم می­تواند باعث عدم تعلق خاطر به آن زیست بوم باشد. گاهی کار به «به من چه» می رسد بدترین گزاره ای که می­تواند اتفاق بیفتد همین گزاره به من چه است؟! زمانی که شما دل بکنید و زندگی دامداری، کشاورزی و زیست بوم برای­تان ارزشی نداشته باشد و ساک و چمدانت بسته شده باشد، بارگذاری پولی که در تهران، اصفهان، یزد، اراک و …گذاشتیم از آن طرف هیچ مداخله­ای برای توسعه منابع نکردیم. قاعدتاً جریان مهاجرت را ادامه داد، تشدید کرد و هم تلفیقی نظامات را پیچیده تر کرد، بعد از آن نظارت مردم بر مدیریت منابع طبیعی کم شد. وقتی نظارت کم می شود مردمی که آنجا هستند می توانند به هر مدلی استفاده کنند، آب جا به جا کنند، درخت ببرند، به قول لرها «هو کنی» وجود ندارد. هو کن قیمت دارد، هوی می کند که این­ها در نظام اجتماعی هزاران شعبه دادگاه را تعطیل می­کند هزاران آدم را منع می­کند، مگر کسی جرأت داشت که وقتی «کبک» و «تیهو» تخم می گذاشتند، به آن ها دست بزنند؟! اینگونه نبود که هرکسی در زمان درو محصول که این ها تخم گذاشتند برود و آن ها را بردارد. این را نفرین شده می دانستند، کنترل اجتماعی از بین رفت و کسانی که ماندند با ورود این توسعه عجیب و غریب برق که ما هیچ گاه برای هیچ اقدام ارزنده ای پیوست اجتماعی محیطی تهیه نکردیم. این شد که  برق هم رفت، کنترل اجتماعی تضعیف شد و به سراغ برداشت منابع طبیعی رفتیم، از منابع آب، جنگل، حیات جانوری و … .

حذف کنترل توسط مردم به طبیعت آسیب زد

به یاد دارم که در سال ۱۳۵۹ مراقب محصولات کشاورزی­مان بودم تا آهوهای آنجا نیایند و مثلاً محصول نخود ما را بخورند. امروز به علت بی توجهی ما در کل آن شهرستان (کوهدشت) یک آهو هم پیدا نمی­شود. چه اتفاقی افتاد؟ مگر کسی جرأت داشت که اسلحه در بیاورد و آهو شکار کند؟! مردم و نه دولت اجازه چنین کاری نمی­دادند. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در جلسه آسیب های اجتماعی فرمودند که چرا شما مردم را برای کار خودشان نمی­آورید شما چقدر عده دارید که می­خواهید به جای مردم همه کار انجام دهید، وقتی کنترل حذف شد و تکنولوژی مثل برق پیش رفت، حفاری چاه هم شروع شد و راحت هم مجوز دادیم و سیاست را در تولید محصولات استراتژیک گذاشتیم و باید تولید می­کردیم.

بخش سوم: مهندس محمد درویش (فعال محیط زیست)

چرا رگ گردن ما برای ورود پساب­های آلوده به پهنه­ی ارزشمند خلیج فارس بیرون نمی­زند؟!

ما حتی امکان تداوم حیات برای «فیتو پلانکتون­ها» را به مخاطره می­اندازیم، کل شهر را رصد کردیم از میناب، بندر عباس، بندر خمیر، بندر لنگه و بندر مغان تا کنگان، پارسیان و … خودم به شخصه بیش از هفتصد لوله دیدم که این پساب ها و فاضلاب خام وارد این پهنه­های عزیز و ارزشمند وطن می شود، رگ گردن ما بیرون می زند هنگامی که کسی خلیج فارس را بدون پسوند «فارس» صدا بزند، چطور رگ گردن ما بیرون نمی­زند وقتی این پساب آلوده وارد این پهنه و محیط ارزشمند می­شود؟

سرمایه­های طبیعی فدای بی مسئولیتی مدیران شده است

رفتار ما مانند آن بچه پولدار و لوسی است که آنقدر پدر و مادرش به او سرویس داده­اند و گفته­اند که تو از تخت پایین نیا هرچه بخواهی ما برایت آماده می­کنیم که انگیزه­ای برای انجام کاری ندارد، چرا خاک بخورم؟ چرا دود چراغ بخورم؟ من که همه امکانات را در اختیار دارم. یعنی ما این قدر پولدار بودیم که این گونه ثروتمند و پولدار بودیم که سرمایه­های خود را به این شکل نابود می­کنیم و بعد کشور را درگیر بحران­های عجیب و غریب می­کنیم. گردش مالی دارو در این کشور بالای ده میلیارد دلار است؛ این میزان سه برابر بودجه وزارت آموزش و پرورش است و وقتی ریشه­یابی می­کنیم می­بینیم سازمان متولی حفظ آب و خاک و هوای این کشور که اگر می­توانست به درستی به وظایف خود عمل کند، آب و خاک و هوا را مدیریت کند، غذا، آب و هوای سالم در اختیار ایرانیان قرار دهد، بخش بزرگی از این بیماری­ها کاهش پیدا می­کرد. بودجه­ای کمتر از شهرداری ناحیه دو تهران دارد. انگار اراده­ای وجود دارد که این تداوم داشته باشد و این شکاف وحشتناک ادامه­دار باشد، وقتی با مدیر کل محیط زیست استان هرمزگان صحبت کردم، ایشان گفت: ما تذکر و هشدار می­دهیم ولی کسی حرف ما را نمی خواند، می گویند شما جلوی صنعت و اشتغال را می گیرید مملکت در تحریم است شما وضعیت کشور را درک نمی­کنید، شما فکر می­کنید ما پول تولید می­کنیم، کشوری که ۹۰ هزار میلیارد تومان هزینه درمان دیابت، کبد چرب، فشار خون و سکته­های قلبی می­کند این­ها پولی نیستند، وقتی در اردکان شاخص آلودگی هوا به ۵۰۰ رسیده است و به قول آقای دکتر گراوند نسبت جنسیتی ۱۲۸ به ۱۰۰ شده است.

کل جمعیت شهرستان اردکان که نماینده­اش ۱۲ سال رئیس فراکسیون محیط زیست بوده است، ۹۷ هزار نفر است. چگونه شاخص آلودگی آن ۵۰۰ می شود؟ ۲۳۳ هزار هکتار وسعت این شهرستان است و یکی از شهرستان­های بزرگ ایران است، چگونه این اتفاق می­افتد که ۳۵ کارخانه بنجوله سازی در این شهرستان مجوز می­گیرند و ده ها کارخانه کاشی و سرامیک در آنجا فعال هستند؟ ما به چیزی به نام «ظرفیت زیستی» که در تمام قوانین بالادستی آمده است، توجهی نکرده­ایم چون همانطور که آقای دکتر گراوند اشاره کردند ما با تعدادی مدیر عزیز و دوست داشتنی در این مملکت رو به رو بودیم که بسیار دوست داشتند که نام نیک برای حوزه انتخابی خود بر جای بگذارند و فکر کردند که خدمت می­کنند که باعث چنین بلا و مصیبتی شده است. اگر واقعاً بخواهیم نقد کرده و بحث کنیم بارها گفته­ام که بیشتر از اینکه نگران کمبود قوانین باشیم باید نگران قوانین باشیم، ما بیش از ۱۱ هزار قانون از مشروطه تا به الآن تصویب کرده­ایم، اگر مواد تکمیلی را به آن اضافه کنیم که انتها ندارد، ما با کمبود قانون رو به رو نیستیم ماده ۴۷ قانون مصوب ۱۳۴۶ حفاظت خاک را نگاه کنید که به صراحت می­گوید که قطع هرگونه درخت، آتش زدن رویش­گاه­های جنگلی و برداشت در هیچ شرایطی نباید اتفاق بیفتد. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در جلسه ای که خود بنده شخصاً حضور داشتم، صراحتاً فرمودند: کسی حق ندارد به بهانه ساخت حوزه علمیه یک درخت قطع کند.

در یک قرن اخیر ۸ میلیون هکتار از رویش­گاه­های جنگلی را از دست داده­ایم

 الآن که ما دور هم نشسته­ایم از سال ۱۳۰۱ که قرن شروع شده است و امسال در پایان قرن چهاردهم هستیم ۸ میلیون هکتار رویش­گاه­های جنگلی را از دست داده­ایم و از ۲۰ میلیون هکتار به ۱۲ میلیون هکتار رسیده­ایم. از ۱۳۳۵ که اولین آمار برداری جدی صورت گرفت، وسعت رویش­گاه ارزشمند و راهبردی ما؛ جنگل­های «هیرکانی» در شمال کشور از ۳٫۵ میلیون هکتار به ۱٫۶ میلیون هکتار کاهش پیدا کرده است و از این ۱٫۶ میلیون هکتار مطابق گزارش انجمن علمی جنگلبانی ایران ۸۰۰  هزار هکتار مخروبه است؛ یعنی ظاهر، ظاهر سبزی است ولی تنوع زیستی آن از بین رفته است یعنی به جز خرمندی و لیلکی که برگ آن مورد تأیید دام قرار می­گیرد، از راش، افرا، ممرز و نارون خبری نیست و همه را از دست داده­ایم.

نسل فرهیخته کشور نباید در مقابل سوءمدیریت­ها سکوت کند

در زاگرسی که من به آنجا رفته بودم و به سمت خوزستان و شوشتر رفتیم و به سمت استان کهکیلویه و بویراحمد مگر می­شود که زاگرس این­گونه باشد؟ اگر زاگرس نباشد، کارون، کرخه، جراحی، زاینده­رود، سفیدرود، کشکان و زرینه­رودی هم نخواهند بود.  ۴۵% آب شیرین ایران نخواهد بود. برای تولید آب شیرین با همین رودخانه­هایی که با آن­ها خاطره داریم بیست میلیون درخت آن­ها در طی ۱۵ سال اخیر قطع و خشک شده است و شما به راحتی می­بینید که در جنگل­های زاگرس کشاورزی کرده و شخم می­زنند، تعداد دام بیش از سه برابر ظرفیت زاگرس است که اجازه نمی­دهد نهال بلوط و ارژنگ رشد کند، همه پایه­ها به مرحله کهنسالی رسیده اند، چگونه می­شود آن­هایی که باید این صحنه­ها را ببینند نمی­بینند؟ چگونه می­شود که شما بر روی یک شاخه نشسته­اید و همان شاخه را می­بینید، ما در منطقه یکی از بالاترین نرخ­های باسوادی را داریم، بالاترین نسبت­های استاد و دانشجو را داریم چرا این­ها دیده نمی­شوند و در کجا باید خود را نشان دهند به کدام مصلحت ما مجاز هستیم که آینده را خراب کنیم باید شجاعت داشته باشیم که این تجاربی که داریم را بگوییم و نترسیم اگر نسل فرهیخته تحصیل کرده این کشور که روی دوش مالیات این مردم تجربه به دست آورده است واقعیت­ها را از ترس میز و حقوق و مزایا نگویند خیانتش دو برابر مردم کف خیابان است. من همیشه وظیفه داشتم که بگویم رویه­ام این بوده است که بگویم و تلاشم این بوده است که موثر واقع شوم.

همه خبرها هم بد نیست، کارهای بزرگی هم انجام شده است، در همین جا باید بگویم که دوستان من، اعضای هیئت علمی و پژوهشگران نباید بترسند، باید حرفشان را بزنند، بارها خود من را احضار کرده­اند که این حرف شما چه بوده است؟ اما وقتی با آن­ها نشسته­ام و صحبت کرده­ام چند بار اشک ریخته­اند و حاضر به همکاری شده­اند. اگر با عدد و رقم صحبت کنیم و به آن چیزی که می­گوییم باور داشته باشیم نباید نگران چیزی باشیم. خواهش من این است که شجاعت داشته باشیم، این واقعیت­ها را که می بینیم بگوییم تا تغییر ایجاد شود. سطح آب زیر زمینی در استان لرستان و کوهدشت که آقای دکتر گراوند فرمودند و مناطقی که ما معمولاً باور نمی­کنیم که کمبود آب در آن­ها داشته باشیم، کاهش پیدا کرده است. در همین دماوند که ۵۶۷۱ متر قله و برف و یخ دائم داریم، سطح آب زیر زمنی به ۳۰۰ متر کاهش پیدا کرده است، باور کردنی نیست ولی وضعیت برداشت از سفره­های آب زیرزمینی واقعاً نگران­کننده است. از سال ۱۳۴۵ طبق قانون بیش از ۲۰۰ دشت کشور ممنوعه اعلام شده است. الآن آن دشت­های ممنوعه به حدود ۳۶۰ دشت افزایش پیدا کرده است که  از نظر وسعت ۱۰۰ میلیون هکتار از وسعت کشور را در بر می­گیرد و در همان دشت­های ممنوعه بیش از یک میلیون حلقه چاه حفر شده است یعنی تعداد چاه­ها در این کشور از ۸۵ هزار به یک میلبیون و ۲۰۰ هزار حلقه چاه افزایش پیدا کرده است. مگر چاه آب، چیزی مخفی است که کسی متوجه آن نشود؟! مگر ما در این کشور وزارت نیرو نداریم؟! مگر ما نمودارها را نمی بینیم که سفره­های آب زیرزمینی در حال کاهش هستند؟!

باید شجاعت قبول اشتباهات خود را داشته باشیم و با مردم شفاف صحبت کنیم

چگونه است که ما در برابر فرو نشست زمین شوکه می­شویم؟ چگونه است که غافل­گیر می­شویم؟ زلزله و سیل می­توانند آدم را غافل­گیر کنند، اما فرونشست که در منطقه­ای اتفاق می­افتد. یعنی دست کم سی سال تراز منفی در اینجا حاکم بوده است، یعنی سی سال متولیان آب کشور این تراز منفی را ندیدند و این اجازه را دادند که فرونشست اتفاق بیفتد. وقتی فرو نشست اتفاق بیفتد یعنی ذخایر استراتژیک کشور به مخاطره می­افتد ما از معدود کشورهایی هستیم که آبرفت­های درشت­دانه داریم، یعنی همان سنگ­هایی که در نان سنگک می­بینیم بسیاری فکر می­کنند وقتی از سفره­های آب زیر زمینی صحبت می­کنیم چیزی مثل دریاچه غار علیصدر است موتور پمپ می­گذاریم و می­کشیم، این آبرفت­های دانه درشت وقتی روی هم می­نشینند فضاهای خالی بین آن­ها وجود دارد که بین این­ها را آب پر می­کند هر آبخوانی که استعداد بیشتری برای پذیرایی از این درشت­دانه­ها داشته باشد از نظر استراتژیکی برای ما ارزش بالاتری دارد چون آب بیشتری در آن ذخیره می­شود، پژوهشی که مرکز حفاظت خاک و آبخیزداری استان فارس انجام داده است، می­گوید ظرفیت انباشته آب در آب خوان­های درشت­دانه ما دست کم ۱۵۰ میلیارد متر مکعب است یعنی نزدیک به ۳ برابر کل مخازن سدهایی که با ۷۰۰ هزار میلیارد تومان به قیمت سال ۹۰ ساخته­ایم. در گزارشی که ماه گذشته در شورای عالی آب در جلسه­ای که با حضور رئیس­جمهور آقای رئیسی ارائه شد صراحتاً گفته شد که از ۱۳۵۷ تا امروز ایرانیان ۱۳۰ میلیارد متر مکعب آب از آن چیزی که وارد سفره­ها شده است، برداشت کرده­اند و از آن تکان دهنده­تر اینکه از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۹ به میزان ۱۱۰ میلیارد متر مکعب از سفره­های آب زیرزمینی بیشتر از آن چیزی که وارد شده، برداشت شده است. ما در طول ۲۳ سال اخیر دست کم ۴ دریاچه بزرگ از دریاچه ارومیه بیشر از آن چیزی که وارد سفره­های آب زیرزمینی­ شده است، برداشت کرده­ایم، می­توانیم بگوییم که این حرف­ها چیست هر آن کس که دندان دهد نان دهد این­گونه همه چیز را زیر سوال می بریم، در آن سخنرانی که آقای احمدی­نژاد در چهارمحال بختیاری انجام داد، همه اعتراض کردند که حق آبه و قانونی وجود دارد، همه چیز حساب و کتاب داشته است، گفت که بروید و از هر جا که می­خواهید آب بردارید موتور پمپ بزنید و معیشت خود را تأمین کنید، این مسئولین عزیز باید جوابگو باشند نه اینکه خودشان اپوزیسیون باشند بالاخره کسی باید پاسخگو باشد، چه کسانی این اتفاقات را رقم زده­اند، ما باید شجاعت قبول اشتباهات خود را داشته باشیم و با مردم شفاف صحبت کنیم، مسئله بحرانی­تر از آن چیزی است که شما حتی تصور کنید کافی است که در این کشور قدم بزنید.

نخل­های میناب در حال نابودی است

 میناب در نزدیک­ترین فاصله در دریای عمان که به آن هند کوچک می­گفتند نزدیک به یک میلیون نخل، انبه و مرکبات داشت الآن ۴۰۰ درخت انبه و تعداد اندکی درخت لیمو باقی مانده است. ده­ها فروچاله در میناب ایجاد شد است، در همین منطقه، ۹ میلیون متر مکعب فاضلاب بدون تصفیه وارد آب­ها می­کنید. مردم را واردار می­کنید که برای تأمین آب چاه بزنند، در همین بندرعباس در کنار هتل ۵ ستاره هرمز، ببینید ۳۵ سال است که با دبی ۱۰۰ هزار متر مکعب پساب وارد خلیج فارس می­شود یعنی این نهادهای عظیم و گسترده بازرسی این فاجعه را نمی­بینند چگونه جلوی این را نمی­گیرند؟ چگونه می­شود که اگر خبرنگاری در تیتر خود یک نقطه بالا و پایین می­شود دودمان آن و جد و آباد روزنامه­اش را می­توانید به باد دهید اما اینجا این خلاف بزرگ را نمی­بینید، یک سال نمی بینید. ده سال نمی بینید. دادستان بندرعباس به مجری طرح فشار آورده است که این لوله را ۷  کیلومتر به زیر آب ببرید که مردم نبینند و بر ما فشار نیاوردند و در شبکه­های مجازی نشان ندهند، نماینده شورای شهر آقای جهانبخت خودش را با کت و شلوار وارد این لوله­ها کرد و الآن دچار ناراحتی پوستی است، الآن مشکل حل شده است که بزنید بر زیر آب تا کسی نبیند.

بیش از ۹۰ درصد پوشش جانوری را از دست داده­ایم

چند سال پیش در دولت دوم آقای روحانی عکس­هایی از شکارچیان خارجی پخش شد که آمده بودند و کنار لاشه خون­آلود کل، بز، قوچ و میش ما عکس گرفتند و لبخند زدند. واکنش سازمان محیط­زیست ما این بود که بگویید ما به شرطی به شما مجوز شکار می­دهیم که شما در کنار این حیوانات سلفی نگیرید که مردم متأثر نشوند. همیشه ما آشغال­ها را زیر فرش می­گذاریم، یعنی ما قانون نداریم مصوب سال ۱۳۵۳ قانون حفاظت بهسازی می­گوییم در شرایطی مجاز به حذف دام در مناطق حفاظت شده هستیم که تعداد دام بیشتر از ظرفیت مناطق حفاظت شده پارک­های ملی ما باشد لازمه این آن است که ما سرشماری داشته باشیم و به تفکیک اعلام کنیم و بر روی سایت سازمان حفاظت محیط­زیست قرار دهیم که کدام منطقه حفاظت شده ما چه ظرفیتی دارد و این تعداد را مزایده می­گذاریم، برای اینکه حفظ آن جمعیت اتفاق بیفتد، تاب­آوری حفظ شود، خود معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در آخرین آمار خود می­گوید مجموع کل بز، قوچ، میش، گوزن، آهو و شوکای این کشور به کمتر از ۲۰۰ هزار رأس کاهش پیدا کرده است، در سال ۱۳۵۰ کلنگ سازمان محیط زیست در زمین زده شد و امسال پنجاهمین سالگرد تأسیس سازمان حفاظت از محیط زیست است از اسکندر فیروز؛ بنیان­گذار این سازمان پرسیدم که آقای قیروز در زمانی که کلنگ این سازمان را زدید تعداد وحوش ما چقدر بود؟ در سال ۱۳۵۰ سه میلیون رأس بوده است از این تعداد به ۲۰۰ هزار راس رسیده­ایم و بیش از ۹۰ درصد پوشش جانوری را از دست داده­ایم. سرزمینی که نتواند از خرامیدن کل بز و قوچ و میش کاری کند یعنی مریض است حالش بد است پس معلوم است که ما دچار سونامی سرطان گوارش می شویم، معلوم است که گردش مالی ضد سرطان و بقیه داروها به سه برابر بودجه وزارت آموزش و پرورش که راهبردی­ترین وزارت کشور است می­رسد، در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بودجه بخش­های پیشگیری و سلامت در برابر بودجه بخش درمان شوخی است، کشوری که تعداد بیمارستان­ها، تعداد داروخانه­ها بیشتر از تعداد مدارس و باشگاه­های ورزشی­اش رشد می­کند که در مسیر توسعه پایدار حرکت نمی­کند و ما باید جلوی این را بگیریم.

ضرورت دارد که نگاه­های امنیتی از تشکل­های مردم نهاد برداشته شود

من به «الگن» رفتم در کنار یکی از محروم­ترین مناطق یعنی دیشموک که ماهانه به طور متوسط یک دختر در آن خودسوزی می­کند، شدت فقر تا این حد بالا است، آنجا مردمی زندگی می­کنند که به صورت داوطلبانه گفته­اند که ما به مدت ده سال اراضی روستای خودمان را قول می­­دهیم که دامی وارد آن نشود و با تک تک دامداران صحبت کرده­اند، سه سال است که این کار را شروع کرده­اند، بیش از ۲۰۰ هزار نهال جدید به وجود آمده است، من هر سال آنجا را رصد می­کنم، اگر سازمان مراتع، جنگل­ها و آبخیزداری کشور با  ۷ سال قدمت بتواند دو هکتار جنگل­کاری در مناطق زاگرس نشان دهد من یک میلیارد تومان به او جایزه می­دهم، ولی این بچه­ها در الگن توانسته­اند تا هزار هکتار از این جنگل­ها را برگردانند و تاب­آوری آن برگردد سنجاب ها برگشته­اند، گرازها برگشته اند، چرا این اتفاق افتاده است؟ چون مردم احساس کرده­اند که می­توانند در فرآیند مدیریت منطقه خود مفید باشند، سرمایه اجتماعی وجود داشته است، مردم به او اعتماد کرده­اند، جوانی به نام سعید انصاریان که پدرش جانباز و هشت سال در جبهه بوده است، یک شاعر مستندساز، از تهران بر می­گردد و در روستای خودش اقامت می­کند و می­گوید که من به هدفم باور دارم، قهرمان را باید در آینه دید قهرمان با اسب سفید به سراغتان نمی­آید. توانسته است معجزه­ای رقم بزند، این معجزه معجزه­ای استثنایی است در پاقلات علی نصیری و دوستانش توانسته­اند مرغ جیرفتی را از خطر انقراض نجات دهند، که اگر شما به کوچه پس کوچه­های پاقلات بروید مرغ­ها روی تخم­هایشان نشسته­اند و جوانان می­گویند که آرام رد شوید که این­ها از روی تخم­ها بلند نشوند، در کلمرز منطقه­ای محروم در جنوب شهر کرمان عادل سالاری همه مردم را آورده است و طرح تفکیک زباله انجام داده است، تعداد وحوش را از ۳۰ رأس به ۱۸۰۰ رأس افزایش داده است. فرزاد مهدوی در منصور آباد رفسنجان که می­گویند دشت مرده است و نزدیک به دو برابر گاو خونی است همین کار را کرده است، ما در این سفر به بسطام رفتیم دیدیم که خود مردم اجازه ندادند که یک سرمایه­دار گردن کلفت معدن نمک بسطام را که از ارزش­های این کشور است را نابود کند، مثال­های فراوانی وجود دارد از اینکه وقتی مردم به پای صحنه آمدند روند برگشته است، ضرورت دارد که نگاه­های امنیتی از تشکل­های مردم نهاد برداشته شود.

در دیدار مستقیمی که با مقام معظم رهبری داشتم، این جمله را فرمودند که من نگران این هستم که جان نحیفم را بر زمین بگذارم و همین فردایی که جان نحیفم را بر زمین گذاشتم نیروهای امنیتی و نظامی ارتفاعات تهران و مشهد را تغییر کاربری بدهند، به من رو کرد که در آن زمان مدیر کل مشارکت­های سازمان بودم و فرمودند که شما نگذار که این اتفاق بیفتد، مردم را به پای صحنه بیاورید با قانون به تنهایی کاری درست نمی­شود و مردم نشان دادند که می­توانند پای صحنه بیایند، همین مردم در سال گذشته در اوج فلاکت اقتصادی  بیش از ۱۵ میلیارد تومان به من محمد درویش کمک کردند تا بتوانیم تجهیزاتی برای مهار آتش بخریم، دمنده و آتش­کوب بگیریم، محیط­بانی را که پایش را از دست داده بود، برایش پای مصنوعی بگیریم، چند محیط­بانمان را از خطر اعدام نجات دادیم. این مردم شایسته توجه بیشتر هستند، امیدوارم که این اتفاق بیفتد، باید از شعار دادن فاصله بگیریم و اهل عمل باشیم.

بخش چهارم: دکتر محمدرضا شهبازبگیان (عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس)

ترم­های دانش علوم انسانی با آب گره خورده است

امروز بنده درباره نقش آمایش سرزمین صحبت می­کنم، در حوزه مدیریت منابع آب سه دوره را طی کرده­ایم؛ دوره اول زمانی بوده است که منابع آب بیشتر از نیاز ما بوده است و واقعاً پدیده به صورتی بود که از هر منبع آبی می­توانستیم استفاده کنیم یعنی از چشمه­ها، رودخانه­ها و … استفاده می­کردیم و محدودیتی برای استفاده از آب نداشتیم، بعد از آن به دوره­ای رسیدیم که تقاضای ما برای آب بیشتر از منابع آب موجود شد و مجبور شدیم که از منابع دیگری استفاده کنیم درست زمانی که تکنولوژی­های برداشت آب اختراع شد؛ تکنولوژی­هایی مثل موتور چاه، سد زدن، سازه­های انتقال آب و … این دوره به گونه­ای بود که ما وارد مدیریت عرضه آب شدیم و در دوره بعدی به این نتیجه رسیدیم که تقاضای آب بسیار بیشتر از عرضه آب شد و تکنولوژی هم جوابگوی منابع آب ما نبود و در دوره سوم  قرار گرفتیم که باید وارد مبحث مدیریت تقاضای آب شویم، مدیریت تقاضای آب به واسطه اینکه به انسان بر می­گردد یعنی ما باید وارد فرآیندها و ترم­هایی شویم که به علوم انسانی بستگی دارد در حالی که تا کنون در حوزه مدیریت عرضه  آب مباحث فنی و مهندسی آب وارد شد هم حرفه­ای بودیم و هم خودمان را تقویت کردیم اما حالا باید وارد حوزه علوم انسانی شویم. ترم­هایی جدیدی وارد مبحث مدیریت آب شده است که ترم­های دانش علوم انسانی با آب انگار گره خورده است مثل دیپلماسی آب، حسابداری آب، حقوق آب و … هر ترمی که وارد علوم انسانی است می­توانیم با آب گره بزنیم لذا در مبحث مدیریت آب متمرکز بر مدیریت تقاضای آب هستیم، بحث بسیار مهمی که امروز درباره­ی حکمرانی آب صحبت شد به این موضوع بر می­گردد.

حکمرانی چهار محور زیست محیطی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد

 تعریفی از حکمرانی آب داشته باشیم که سازمان «جی دبلیو پی» سازمانی است که مبحث حکمرانی آب را داده است تعریفی که از حکمرای آب داده است شامل چهار پایه و چهار محور است یک بحث حکمرانی مربوط به مباحث زیست محیطی، جنبه اقتصادی، جنبه سیاسی و یک جنبه اجتماعی دارد، من می­خواهم تحلیلی از این چهار محوری که مربوط به حکمرانی آب است در خصوص وضعیت حکمرانی آب کشور در پاسخ به نیاز ما برای رسیدن به مدیریت تقاضا ارزیابی بدهم و جلوتر به شما بگویم که طرح­های آمایش سرزمین به عنوان ریل­گذاری مسیر حکمرانی آب واقعاً بعد از برنامه­های توسعه کشور به عنوان بالاترین سندی که باید به آن اقتدا شود؛ سند طرح­های آمایش سرزمین است مطالعات طرح های آمایش سرزمین است ولی اصلاً چنین چیزی نیست.

در بحث حکمرانی یکی از محورها محیط زیست است که به آن محور پایداری میگویند. محور پایدار به معنای رشدی است که به منابع توجه داشته باشد اگر رشدی به منابع توجه نداشته باشد تنها رشد منابع است و توسعه پایدار نیست منابع در برابر رشد به مثابه یک ترمز عمل می­کند و اگر به این مفهوم بسیار ساده توجه نکنیم، توسعه پایدار را متوجه نشده­ایم. در این خصوص هم ملاحظات سازمانی داریم و هم ملاحظاتی در حکمرانی آب وجود دارد که با آن دست به گریبان هستیم. اگر بخواهیم با همین تعریف توسعه پایدار به لحاظ سازمانی به موضوع نگاه کنیم در بحث رشد مبحث مدیریت عرضه آب و برداشت آب بیشتر جلوی چشم است و در بحث مدیریت منابع این است که جلوی برداشت بیش از حد از منابع  تا جایی که ظرفیت برد این ها حفظ شود، بگیریم. در تعریف وزارت نیرو هیچ جا نوشته نشده است که جلوی این­ها را بگیرید وظیفه این است که آب را تأمین کند، اگر اهداف وزارت نیرو را مطالعه کنید، اگر وزارت نیرو سد نزند، می­توان اعتراض کرد ولی اگر سد بزند، نمی­توان اعتراض کرد به هر حال جزء شاخصی است که وقتی وزیر نیرو دوره­اش تمام می­شود و می­خواهند او را ارزیابی کنند، می­گویند در حوزه آب چند سازه و چند سد احداث کرده­ایم، هیچ وقت نمی­گوید چقدر در مصرف آب صرفه­جویی کرده­ایم و هیچ وقت نمی­گوید که باز چرخانی آب ایجاد کرده­ایم، چون جزء شاخصه­های ارزیابی آن­ها نیست و به نوعی می­توان حق را به وزارت نیرو داد، چون وظیفه اش چنین چیزی نیست.

ظرفیت برد مهم­ترین شاخصی است که باید در آمایش سرزمین به آن توجه شود

برای من جالب است در وزارت نیرو دفتری به نام دفتر مدیریت تقاضای آب است که تقاضای آب باید در جای دیگری بحث شود این کار را کجا باید انجام دهد؟ کدام سازمان است که نقش ترمز را در رشد و استفاده از منابع آب و انرژی ایفا کند، این سازمان برنامه و بودجه بود که ما آمده­ایم و تضعیفش کردیم. سازمان برنامه و بودجه وظیفه این را دارد که شاخصی را تدوین کند که وزارت نیرو و یا وزارت جهاد کشاورزی بداند که بر اساس شاخص پایداری که یکی از شاخص­های حکمرانی آب است بر این اساس پیش برود ولی سازمان برنامه و بودجه ضعیف شده است و نام این سازمان را بیشتر باید سازمان بودجه بگذاریم. من فکر نمی­کنم که برنامه­ای وجود داشته باشد که بر اساس خروجی نهایتاً برنامه­هایش در قالب طرح­های آمایش سرزمین تبلور پیدا می­کند. طرح­های آمایش سرزمین مصوب استانی را اگر مطالعه کنید، زحمت بسیار زیادی برای آن کشیده شده است، من می­دانم که بسیاری از اساتید داشمند و دلسوز بر این طرح­ها کار کرده­اند مشاوره این طرح­ها را برعهده داشتند. بخش مربوط به آب به گردآوری یکسری اطلاعات مربوط به آب تبدیل شده است؛ لذا این سندی که قرار بوده است برای وزارت نیرو و مدیران ارشد وزارت نیرو تعیین تکلیف کند و مبحث رشد و برداشت منابع آب هیچ گاه قابل استناد نیست چون دیتا و اطلاعاتی را گرفته است که خود این عزیزان به آن­ها داده­اند. یکسری گردآوری اطلاعات تحلیلی راجع به بحث محدودیت منابع، برای من جالب است طرح­های مصوب آمایش استانی را که می­بینم ظرفیت برد را در آن محاسبه نکرده­اند، ظرفیت برد مهم­ترین شاخصی است که باید در آمایش سرزمین به آن توجه شود تعریف ظرفیت برد  که واحد آن بیشتر بر اساس نفر است وقتی می­گوییم ظرفیت برد تهران سه میلیون نفر است یعنی با این وضعیت، سه میلیون نفر می­توانند در تهران زندگی کنند، یکی از مهم­ترین خروجی­های آمایش سرزمین این بوده است که ظرفیت برد را بدهیم چنین چیزی را در اندک طرح ها پیدا می­کنید و وقتی این­ها را نگاه می­کنید گاهی این­ها دو قسمت هستند که بخشی وضع موجود و بخشی سیاستگذاری است. بخش سیاستگذاری  را اگر بردارید و نام استان را هم برداریم یعنی اگر سه استان را پیش روی ما بگذارند، من متوجه نمی­شوم این برای کدام استان است چون با هم تشابه دارند و سیاست­های یکسان دارند و برای یک چیز نوشته شده­اند، همه سطح علم و فناوری زیاد داشتند و با توجه به پتانسیل­های مردم منطقه اینجا خصوصیات خوبی برای مردم منطقه دارد، نخبگان زیادی دارد. موارد تکراری هستند، سند آمایش استانی قرار بود که حرفی تخصصی بزند، ترمز را در استفاده از منابع ایجاد کنید و وزارت نیرو اینجا تمکین کند ولی چنین حرکتی شکل نگرفته است. ما در حکمرانی آب چه به لحاظ سازمانی و چه به لحاظ اسنادی چنین چیزی را نداشتیم، خود طرح حکمرانی آب می­گوید طیفی از سیستم­های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اداری برای عرضه خوب آب است خودش عنوان سیستم را بر روی حکمرانی گذاشته است و تمام این مواردی که گفته می­شود در ارتباط با هم و در جهت رسیدن به هدف مشخص باشد مثل تعریف یک سیستم.

در هیج جای دنیا آب شرب، آب استحمام و مصارف دیگر یکی نیستند

 محور دیگر حکمرانی آب بحث اقتصادی آن است که باید مورد توجه قرار بگیرد از این جهت هم حکمرانی ما واقعاً مشکل دارد با مثال ساده عرض می­کنم قیمت آب شربی که ما استفاده می­کنیم که نمی­خواهم خیلی تخصصی وارد آن بشوم فکر می­کنم هر متر مکعب حداقل ۲۰ یا ۳۰ تومان باشد ولی این آب را که برای شرب است در هیج جای دنیا آب شرب و آب استحمام و مصارف دیگر یکی نیستند در کشور سوئیس تمام منابع آبی که در منزل استفاده می­کنید از آب خاکستری بوده و شرب نیست و اگر در سطح شهر بروید مجسمه­های به شکل شیر است که وقتی نگاه می­کنید می بینید چشمه­های آب معدنی است و سرازیر می­شود و هرکس می­تواند از آن استفاده کند، آیا نمی­توانستند این چشمه­ها را به سیستم آب شهری وصل کنند ولی چنین کاری را انجام ندادند تا نشان دهند که ارزش آب شرب خیلی بیشتر از آبی است که برای استحمام، ظرف شویی و کولر استفاده می­شود در مبحث اقتصادی حکمرانی آب واقعاً نیاز به فکر کردن در خصوص بهره­وری آب داریم. من اقتصادی آن را گفتم. ممکن است بهره­وری سیاسی باشد، ممکن است بهره­وری اجتماعی باشد، بهره­وری اجتماعی آب مثل اشتغال به ازای یک متر مکعب آب چند نفر می­توانند مشغول به کار شوند؟ به یاد دارم که یکی از اساتید می­گفت که در دوره­ای که در سوئد تحصیل می­کردند زیراکس یک مقاله ۸ دلار بود همان موقع قیمت هر بشکه نفت در ایران ۸ دلار بود برای این چقدر آب مصرف شده است برای آن مقاله که کسی دیگر آن را نوشته است آب مصرف شده است، فکر می­کنم مصرف آب صفر است برای آن بشکه نفت چقدر مصرف شده است حداقل هزار متر مکعب به این بهره­وری اقتصادی آب می­گویند، یعنی چه کنیم که با مصرف آب کمتر بتوانیم درآمد بیشتری از آب داشته باشیم از اصول محتوایی و مهم حکمرانی آب است، نکته دیگری که در خصوص حوزه اجتماعی حکمرانی آب است. این است که ما در توسعه پایدار سه محور مهم اجتماعی، اقتصادی و محیط­زیستی داریم که ما اگر می­خواهیم با دید توسعه پایدار پیش برویم باید مباحث حکمرانی آب در این سه محور پیش ببریم، اگر دو مورد را با هم پوشش دهیم یکی را پوشش ندهیم مشکل ایجاد می­شود.

در حکمرانی جامعه­گرا بحث عدالت بسیار مهم است

یکی از بزرگترین مشکلات حکمرانی ما این است که اقتصاد و اجتماع را با هم پوشش می­دهیم اگر این دو را فقط با هم ببینیم به آن حکمرانی جامعه­گرا می­گویند و در حکمرانی جامعه­گرا بحث عدالت بسیار مهم است وقتی بحث محیط­زیست و توسعه پایدار را کنار گذاشته­اید و فقط به رشد اجتماعی و اقتصادی فکر می­کنید و در این جهت پیش می­روید خود به خود سیستم را به عدالت، آسیب­پذیر می­کنید، خود را پاسخگو می­کنید و ایجاد انتظار از سیستم می­کنید که من به دنبال این هستم که رشد اقتصادی بدهم برای سیستم این را تدوین نکرده­اید که من یک محدودیت­های منابع دارم، محدودیت مدیریت منابع دارم، محدودیت منابع آب دارم، این یکی از مهم­ترین نکاتی است که در محور اجتماعی به آن توجه نکرده­ایم و خودمان را آسیب­پذیر کرده­ایم و هر لحظه باید جواب بدهیم که چرا عدالت برقرار نشده است ولی اگر مبحث محیط­زیست و محدودیت منابع را وارد می­کردیم می­توانستیم جلوی بسیاری از تنش­های آبی را گرفت.

باید ساختار منابع و حکمرانی آب را برای مردم تشریح کنیم تا آن­ها خودشان قسمتی از حل مسئله باشند

ما در حوزه حکمرانی آب یک بعد سیاسی داریم بعد سیاسی را مشارکت ذی نفعان در مباحث مدیریت آب تعریف می­کند، ولی هرجا که نام مشارکت ذی نفعان می­شود اولین چیزی که به ذهنم می­رسد و در حوزه عملیاتی دیده­ام مشارکت ذی نفعان این است که آن مشکل به وجود آمده است کدخدامنشی این مشکل را حل کنیم یا دعوت کنیم که این­ها نظری بدهند و بروند و بگوییم که از نظرات این­ها استفاده شد، مشارکت ذی نفعان در حل مسئله است یعنی ذی نفعان را دعوت کنیم که خود این را بدانند به همان اندازه که نظر می­دهند در مسئله هم شریک هستند یعنی در مسئله زاینده­رود اگر می­خواهی مشارکت ذی نفعان را داشته باشید این­ها باید دعوت شوند و باید بدانند که قسمتی از مسئله به وجود آمده، شفاف شود و مشخص شود که ساختار این مسئله کجا بوده است، بدانند که چه قسمت از این مسئله را خودشان باید بر عهده بگیرند و یک قسمتی از مسئله ممکن است که به خود افراد برگردد و چگونه می­توان آن را حل کرد؟ این یکی از ابعادی از حکمرانی آب است برای اینکه خوب بتواند پیش برود بحث شفافیت را در حکمرانی آب مطرح می­کنند. منظور از شفافیت مچ­گیری نیست منظور این است که در تحلیل سیستمی، تفکر سیستمی اصلی دارد که می­گوید ساختار سیستم به وجود آورنده اصل آن است. ما در قرآن در سوره «الاسراء» داریم که هر کلی بر اساس ساختارش عمل می­کند، اگر ساختار سیستم را بشناسیم، رفتار سیستم را می­توانیم تشخیص دهیم. منظور از شفاف­سازی این است که ساختار سیستم را برای ذی نفعان باز کنیم. ساختار سیستم این است که وقتی ذی نفعان ساختار سیستم را ببینند خودشان وارد می شوند و خودشان به حل مسئله کمک می­کنند، هرگاه ما ساختار سیستم را برای مردم مشخص نکرده و توضیح ندادیم به مشکل خورده­ایم، مثل آبان سال ۹۸ که افزایش یکباره قیمت بنزین را داشتیم که اعتراض و ناراحتی بسیاری از این افراد این بود که احساس می­کردند عدالت رعایت نشده است، با آن­ها بازی شده است و گرنه آن قیمتی که زیاد شده است شاید به آن اندازه­ای نبود که بخواهد چنین اتفاقاتی بیفتد و همین مسئله را اگر ببینید در همین چند وقت پیش هم مشکلی در کارت سوخت­ها به وجود آمد چرا این دفعه مشکلی پیش نیامد به دلیل اینکه برنامه و ساختار برای مردم تشریح شد و آن­ها متوجه شدند که چنین آسیبی به کشور وارد شده است چنین مشکلی سایبری برای سایت­های سوخت­رسانی به وجود آمده است و خودشان متوجه شدند که چه کنند که مشکل حل شود و مسائلی که در آبان ۹۸ بود به وجود نیامد، در مسئله زاینده­رود و در مسئله سیلابی که در خوزستان داشتیم هم به همین شکل است و ما وظیفه داریم که شفافیت ساختار منابع آب، ساختار حکمرانی و ساختار مسئله را برای مردم تشریح کنیم تا آن­ها بتوانند وارد شوند خودشان قسمتی از حل مسئله باشند، این ها ایراداتی است که در مسئله حکمرانی آب داریم.

جای دانشگاهیان با خبرنگاران در مباحث تخصصی آب عوض شده است

تمام مواردی که من خدمت شما گفتم و نمی­خواهم بگویم که فقط این­ها هستند و خبرهای خوب نیست کارهای ارزشمندی هم انجام شده است. اگر به خاطر داشته باشید در سال ۲۰۱۷ م. در شهر «کیپ تاون» آفریقای جنوبی روزی را به عنوان «روز صفر» قرار دادند. این روز را مسئولین نام­گذاری کردند و اعلام کردند که منابع آب در حال تمام شدن است و الآن چهار سال است که از روز صفر گذشته است ولی اتفاقی نیفتاده است چون مسئله و ساختار را با مردم در میان گذاشته­اند، مردم کمک کرده­اند تا آن روز به روز صفر تبدیل نشود، گاهاً می­بینم آسیب­پذیری­هایی که در منابع آب وجود دارد، صحبت از پرآبی می­شود، صحبت از اینکه مشکل آب به راحتی حل می­شود. چنین چیزی نیست محدودیت منابع آب را باید مشخص کنیم و با مردم در میان بگذاریم و البته که با همکاری مردم و مشارکت ذی نفعان می­توان کاری کرد و راهکار دارد، می خواهم راهکاری که به ذهنم رسیده است و تحقیق کرده­ایم و خروجی مطالعات دانشگاهی ما است را خدمت شما عرض کنم، وقتی سخنرانی­ها را نگاه می­کنم، گاهی جای ما دانشگاهیان با خبرنگاران عوض شده است، گاهی نگاه می­کنم که برخی از اساتید افشاگری­ پروژه­های انتقال آب را انجام می­دهند که فلان جا این پروژه­های آبی انجام شده است، می­بینیم که نماینده مجلس درباره ترم تخصصی انتقال آب از دریای عمان به کویر مرکزی صحبت می­کند و احساس می­کنم که جاهای ما به نوعی عوض شده است و جایی که استاد دانشگاه در دانشگاه کار می­کنند وظیفه­اش این است که علمی کار کند و نتیجه تحقیقات خود را بگوید و درباره مطالبی که پایه علمی دارد صحبت کند، وگرنه ذکر مصیبت گفتن ایجاد ناامیدی می­کند، شاید در شأن برخی نبوده باشد که ففط ذکر مصیبت کنند، امروز یکی از جلساتی است که من استفاده کردم و راهکارها را نت­برداری کردم سخنرانی بزرگواری بود که در این جلسه هستند و آن چیزی که کمک می کند این مسئله را حل کنیم و خسته شده­ایم از اینکه ذکر بحران آب کنیم، آمار فرونشست بدهیم، آمار خشک شدن تالاب­ها را بدهیم، در این خصوص کارهای ارزشمندی هم صورت گرفته است ما طرح ملی سازگاری با کم آبی را داشتیم که خود وزارت نیرو، مدیریت تقاضای آب که گفتم این کار را انجام دادند که گفته است که برای هر منطقه و استان چقدر آب برای فلان سال دارند و چه اقداماتی را باید انجام دهند؟ تا تحویل حجمی آب را هم گفته است که چه مقدار باید باشد، این ترم­های تخصصی است که برای آن زحمت کشیده شده است. اگر طبق این موارد پیش برود مسلماً مصرف آب کاهش پیدا می­کند، و نقش ترمزی که گفتم عمل می­کند،  اگر قرار باشد که به نقش ترمز توجه کنیم یکی از آن شاخص سازگاری با کم آبی است، اما در اضافه کردن به این حرکت ارزشمندی که انجام شده است بر اساس کارهایی که در حوز آمایش سرزمین انجام دادیم و حالا طرح ملی آمایش سرزمین با محوریت آب که در دریاچه ارومیه که بنده توفیق داشتم و مجری این طرح بودم و به پایان رساندیم نتایجی را گرفتیم که به زبان ساده خدمت شما عرض می کنم،  برخی می گویند که چرا آمایش آب محور می­گویید، آمایش همه چیز را باید در نظر بگیریم ما چیزی به نام آمایش آب محور نداریم این حرف کاملاً درست است ولی گاهی نگاه می­کنیم که مثلاً فردی می­خواهد میوه بفروشد می­گوید خربزه شیرین خوب خربزه باید شیرین باشد، به دلیل اینکه می­دانند برخی خربزه­ها شیرین نیستند، آمایش آب محور هم که می­گوییم باید در دل آمایش آب باشد ولی از بس در این طرح­های سرزمین مباحث تخصصی وتحلیلی آب نبوده است و به مباحثی که نیاز است منابع آب را به مثابه محدودیت در رشد ببینیم، مجبور شده­ایم که نام طرح را آمایش سرزمین با محوریت آب بگذاریم.

راه خروج از بحران آب، چرخاندن فرمان حکمرانی و توسعه کشور به سمت معیشت جایگزین است

نتایجی که ما در حوزه داشگاهی و حوزه کارهای تحقیقاتی گرفته­ایم و اندک تحقیقاتی که در کارهای بین­المللی وجود داشت به بضاعت تجربه اندک بنده اگر بخواهم بگویم که ما چگونه می­توانیم از این بحران­ها و محدودیت­های آب رها شویم این است که فرمان حکمرانی و توسعه کشور را به سمت معیشت جایگزین بچرخانیم ممکن است که انتقادات زیادی به آن وارد باشد که هست و بسیاری از آن­ها به جا هستند، لازم است که جلسات تخصصی برایش گذاشته شود و بحث شود چون همه این­ها ملاحظاتی دارند، سروران گرامی ملاحظات دقیقی را در خصوص مهاجرت بیان کردند، در خصوص الگوی زندگی سیاستی که من می­گویم حتماً پیامدهایی به این شکل را دارد ولی اگر واقعیت را بگوییم نمی توانیم جلوی مصرف آب و فرهنگی که برای توسعه عرضه آب است، را بگیریم به نظر من بهترین راه این است که تغییر الگوی معیشت در بلند مدت داشته باشیم، الگوی تغییر معیشت می­گوید ما معیشت مناطق را بر روی اقتصادها و درایورهایی بگذاریم که مصرف آب کمتری دارند و یا شاید اصلاً ندارند، بدین­ترتیب درآمد به ازای مصرف آب زیاد می­شود که به آن بهره­وری اقتصادی آب می­گویند؛ وقتی بهره­وری اقتصادی آب زیاد شود، استفاده از منابع کاهش پیدا می­کند که البته باید با سقف معینی باشد، یکی از دغدغه­هایی که در این موضوع وجود دارد چالشی به نام گذار است که تاب­آوری این است برگشت سیستم به حالت اول در برابر شوکی که به آن وارد می­شود، سه نوع  تاب­آوری داریم: تاب­آوری بازیابی، تاب­آوری پایداری و اخیراً تاب­آوری گذار مطرح شده است که بسیار  نوع تاب­آوری جالبی است در تاب­آوری بازیابی می­گوییم به سطح سیستم چقدر شوک وارد می شود و چقدر طول می کشد که به حالت اول خود برگردد، در تاب آوری پایداری می­گوییم این سیستم تا چه حد می­تواند این شوک را تحمل کند در تاب­آوری گذار ما می­گوییم ساختار این سیستم را چگونه تغییر بدهیم که با این شوک وفق پیدا کند که تعریف این شوک برای آن تهدید نباشد، این ساختار چگونه تغییر پیدا می­کند برآیند این ساختار تغییر الگوی معیشت است تغییر الگوی معیشت به سمت کارها و حرفه­هایی که منابع آب کمتری می­خواهند، به فرض مثال در سمت جنوب شرق ایران و در حوزه سیستان دریاچه هارون اگر زنده شود هر متر مکعب آبی که از چشمه می­آید و آن را پر می­کند، اگر این دریاچه پر شود از هر متر مکعب آن بدون اینکه استفاده کنیم در سال ۹۴ در حدود۲۰ -۳۰ هزار تومان در آمد به واسطه توریست، گردشگری، صید، شکار و … که در منطقه داشت این در حالی بود که هر یک متر مکعب آب مصرفی ۵۰۰ تک تومان بود و منطقه­ای که با افغانستان همسایه هستیم و هم دولت ایران و هم افغانستان می­توانند از آن هارون بهره­مند شوند.

 فیلمی نگاه می­کردم «بند کمال خان» را که بالای رودخانه هیرمند می­زدند، آب ورودی به کشور را به شدت کاهش می­دهد، آب ورودی به ایران را به شدت کاهش می­دهد که برای ما ایرانیان بد است، اگر ساختار سیستم به گونه­ای تعریف شود که زنده شدن هارون باعث شود که افغانستانی­ها هم از عواقب بسیار خوب چنین حرکتی استفاده کنند، آن موقع رقص و شادی و خوشحالی نمی­کنند که بند کمال خان را زده­ایم با تغییر ساختار در سیستم تا چه حد می­توانیم سیاست­های خوبی داشته باشیم، لازمه همه این­ها این است که جلساتی بین مسئولین، متخصصین و ذی نفعان برگزار شود و این موارد به صورت شفاف بررسی شود، خوشحالم که موسسه­ای که مطالعات فرهنگی و اجتماعی انجام می­دهد، وارد حوزه آب شده است این تغییر از مدیریت عرضه آب به سمت مدیریت منابع آب است، وجود چنین درایورهایی در سیستم بسیار می­تواند اثرگذار باشد.

بخش پنجم: دکتر محمود مهام (عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)

 کوه و کوهستان­شناسی علی­رغم اهمیتی که در آب­شناسی و مباحث انسانی دارند، نادیده گرفته شده­اند

عنوان ارائه بنده «آب و زیست» است که زیست را زیست­جمعی و زیست انسان­ها در نظر گرفته­ایم که حوزه آن علوم اجتماعی است، سوال این است که آیا ما درست طرح بحث می­کنیم یا خیر؟ اگر منابع طبیعی است پس چرا علوم اجتماعی می­گوییم. اگر علوم اجتماعی است که بحثی از منابع طبیعی نباید داشته باشیم که بحثی تخصصی و فنی است؟ پس این پیوند آب و زیست را چطور باید بخوانیم و دیگران چگونه خوانده­اند؟ چون فعلاً پهنه ای که با آن روبه رو هستیم فلات مرتفع ایران است به این محدوده سرزمینی مقید شده است شکلی از آب را می­بینیم که رودخانه است نه اشکال دیگری که دارد، آن رودخانه هم زاینده­رود است، صحبت این است که کسانی که در رابطه با رودخانه کار می­کنند و مقطع هندسی رودخانه را می­خواهند بررسی کنند هیچ وقت از متخصصین علوم اجتماعی نظرخواهی کرده­اند؟ یک بحث فنی و مقطع هندسی می­خواهند طراحی کنند بنابراین نیازی به هم فکری کسانی که در زیست انسانی مطالعه می­کنند ندارند، به همین اندازه معلوم می­شود که موضوع بغرنجی است، مسئله حل نشدنی باید باشد به این معنی که شما یک پیوند و توافقی را در دو حوزه می­خواهید برقرار کنید که در این دو حوزه کنونی وجود ندارد، با این مقدمه در مورد عنوان وارد بحث می­شوم در ۵ بخش نکاتی را عرضه می­کنم.

 اولین آن ارتباط بین زمین و جامعه است بحث­های آب و هوا و تغییرات اقلیم بسیار مطرح می­شود و مهم هم هستند، علی­رغم ابهاماتی که دارد؛ کلید­واژه­ای هستند که برای تحلیل مسائل استفاده می­شوند، در کنار آب و هوا و اقلیم می­خواهم زمین را برجسته­تر کنم یا حداقل هم عرض کنم که لازم است به آن توجه شود، که در مطالعات ما گم شده است و آن کوه است. در بخش دوم آب و زیست­جمعی در فلات مرتفع ایران به عنوان یک مسئله به آن نگاه کنیم، مسئله­ای که وجود داشته است و تازه نیست و دارای پیشینه است، تا چه حد وقتی به رودخانه­هایمان می­پردازیم پیشینه­های آن را می­بینیم؟ وقتی به آب و زیست جمعی می­پردازیم چقدر به پیشینه مسئله می­پردازیم؟ فلاتی که مرتفع است ما از شهرها و سرزمین­مان وقتی می­خواهیم یاد کنیم عنصر ارتفاع که بسیار مهم است همیشه از قلم می­افتد. در زمینه­های مختلف اگر شما سئوالتان را معطوف به حوزه ارتفاع کنید، می­بینید که تحقیقات بسیار کم است. مباحث کوه و کوهستان­شناسی بسیار مهم هستند چه برای آب و مباحث آب­شناسی و چه مباحث انسانی علی­رغم اهمیتی که دارند بسیار نادیده گرفته شده­اند، چرا و چگونه؟ نکته مهمی که در اینجا وجود دارد و در این نام­گذاری خواستیم که توجهات را جلب کنیم این است که ما در منطقه­ای خشک و نیمه خشک هستیم، تقریباً الآن بسیار برجسته­تر شده است به عنوان ویژگی­ای که برخی آن را دوست دارند و برخی از آن می­گریزند و یا با آن می­جنگند، اما اینکه ما کوه هم داریم و ایران کشوری کوهستانی است که ضرب این دو در هم باعث تنوع فوق­العاده­ای شده است و در واقع تلطیفی را در آب و هوای این کشور موجب شده است. فراموش می­کنیم، عنصری که برای پایداری به شدت به آن نیاز داریم، نکته بعدی کار کردن با آب و خاک است، آب­ورزی، خاک­ورزی و دانش­های مرتبطی که باید به سراغ شان برویم و از آن­ها به عنوان پیشینه حل مسئله بپرسیم، نکته چهارم بر این اساس ما یک زیست­جمعی را می­خواهیم ببینیم که برای اصفهان قدیم بوده است، در واقع زیست جمعی در جایی که آمادگی آن را نداشته است، نکته پنجم حل مسئله، مسئله آب و خاک در طومار شیخ بهایی چگونه اتفاق افتاده است، و نهایتاً،  نتیجه­گیری مختصری را خدمت شما عرض خواهم کرد.

حوزه زمین­شناسی پایه­ی کلیه مسائل زیست طبیعی است

 در کلیه مباحثی که در حوزه انسانی و طبیعی به آن می­پردازیم، حوزه زمین شناسی جایی است که خیلی دیر به سراغش می­رویم در حالی که پایه است، من دو تنوع را در اینجا مطرح می­کنم، اولی تنوع زمینی و دومی تنوع انسانی است تنوع زمینی را به صورت سطحی نگاه می­کنیم البته نه به معنای کم ارزش و روی قضیه را بخواهیم ببینیم، باید به سراغ ژئومورفولوژی برویم که در خود ژئومورفولوژی نکاتی مهم نهفته است نه فقط از نظر فنی بلکه به لحاظ رویکرد انسانی در درک پدیده­هایی که در سطح زمین وجود دارند، آنچه که ما به عنوان آب و خاک به آن نگاه می­کنیم به عنوان پیشینه ای است که بخشی از این پیشینه در حوزه منابع طبیعی تحت عنوان تنوع زمینی در قالب یک میراثی خودش را به ما نشان می دهد، یعنی منابع طبیعی پیشینه ای داشتند مثل میراث زمین ما که میراث زمین­شناسی ما را با خودش دارد که زمین کنونی و زمین آینده ما در آن جاری هستند، بنابراین از تنوع زمینی لازم است که به سمت میراث زمینی هم برویم و بپردازیم که در ذیل این مسائل بسیار فراوانی مطرح می­شود، تنوع دوم، تنوع انسانی است یعنی بر اساس شناخت ژئومورفولوژی که داشتند و میراث زمینی که به دست آورده بودند، سعی کرده بودند الگوهایی را برای استقرار و اسکان طراحی کنند، اقدام کنند، حفاظت و حراست کنند؛ از این جهت تنوعی که در دل این تنوع انسانی است که با ما حرف می­زند، تنوع مجتمع­های زیستی است حداقل سه نوع جامعه رسمی به معنی ریشه­دار با کم و کیف متفاوت وجود دارد، که اول عشایری، به جهت حضور فرهنگی که عشایر در کل پهنه دارند و دوم روستایی و سوم شهری، تنوعی از مجتمع­های زیستی داشتیم، من از واژه تنوع می­خواهم استفاده کنم که علوم زمین چه کمکی به حفظ این تنوع می­کند؟

آب، حوزه­ای مستقل در منابع طبیعی است

بر اساس مقدمه­ای که عرض کرد، نکته بعدی را یادآور می­شوم که بحث فناوری­ها است که لزوماً سخت نیستند و بلکه می­توانند نرم هم باشند، در حوزه آب و خاک معمولاً مباحثی که در حوزه آب مطرح می­شود کاری به خاک ندارد حتی برخی از موسسات عنوان شان صرفاً آب است و برخی دیگر خاک و آب هستند و برخی آب و خاک هستند، چطور می­توانید در مورد آب صحبت کنید بدون اینکه درباره خاک مطالعه کرده باشید، مطالعات آب­شناسی نیازمند مطالعات مقابل است که اگر نباشد یک جای کار می­لنگد، که حالا بعد شما از خاک به مطالعات سنگ­شناسی و اینکه چگونه خاک بدست می­آید، می­رسیم. در واقع ما سررشته­هایی را در مطالعات خود نداریم هر چند که بسیار تخصصی مباحث را دنبال می­کنیم این تنوع آنقدر هم که به نظر می­رسد لطیف نیست در جاهایی برنده و تیز می­شود، آنجایی که خود را به شکل و گاهی ناهمگونی­های خاصی نشان می­دهد مثلاً در مورد خاک ایران که با همدیگر فرق می­کند این ناهمگونی را چطور می­خواهید حل کنید؟ این مسئله است باید فرمول ریاضی داشته باشید. توان ریاضی شما برای هضم ناهمگونی چقدر است؟ توان درکی شما اگر چندین مورد را که با هم ناهمگون نیستند ولی کنار هم هستند که می­خواهید بچینید و به یک نتیجه و خروجی برسید. آمادگی ذهنی برای این ناهمگونی تا چه اندازه است؟ بگذریم از اینکه تحت عنوان اکولوژی منظر می­گویند این ناهمگونی­ها را باید حفظ کنیم و اگر این نکته را کنار بگذاریم کنار آمدن با این ناهمگونی­ها آسان نیست، توان ذهنی، توان ریاضی، توان طراحی و توان هماهنگی بالا در اجرا می­خواهد چون یکدست نیست وقتی یکدست شد مثل خط تولید کارخانه یک طرف ورودی دارید و فرآیند؛ یک خروجی و محصول را برداشت می­کنید، اما اگر این­گونه شد، موضوع دیگر به این راحتی­ها نخواهد شد. منابع انسانی، مضیقه­های سیاسی و موارد متعددی که از حوزه انسانی می­خواهد با این حوزه طبیعی تعامل کند را اضافه کنید، به ابزار احتیاج دارید، آنقدر متنوع که بتواند به این ناهمگونی­ها جواب بدهد شما زیر ناهمواری­ها می­زنید، زیر میز ناهمگونی­ها می­زنید و می­گویید معنی ندارد. ما یک دستگاه می­سازیم که همه موارد را انجام می­دهد، آنچه که از پیشینه قابل مشاهده است شما تنوع دارید مهندسی شما بسیار باز عمل می­کرده است شما انوع فیش­ها را دارید، چون انواع خاک­ها را دارید هر خاکی با هر فیشی جور در نمی­آید پس می­دانید که اگر شخم زدید و خراب کردید محصولتان خوب در نمی­آید.

در پدیده آب و خاک با تنوع کشتکاری و آبیاری مواجه هستیم

یک حوزه طبیعی و یک شناخت ادراکی از این محیط داشتیم حتماً منابع و مهندسی داشتیم، تنوع ابزاری داریم که من مثالی غیرآب و خاک در مورد اصفهان تحت عنوان «ترازوی قیراطی» می­زنم، ترازوی قیراطی به شما تفاوت جایی که نور آفتاب است با جایی که سایه است را به لحاظ وزنی نشان می­دهد و عقربه­های آن از جنس ابریشم است اندازه­گیری بسیار مهم است وقتی به این دقت اندازه­گیری را می­توانید محقق کنید معلوم می­شود که اندازه­ها را می­فهمید، دانستن اندازه­ها برای فهم آن ناهمگونی­ها بسیار مهم است این­ها تجهیزاتی است که کمک می­کند شما از پس ناهمگونی­ها بر بیایید. وقتی تنوع ناهمگونی­ها با تنوع آب و خاک جمع می­شود، برای شما محصول می­دهد. آن محصول «تمدن کشاورزی» است، ما می­گوییم که کشاورزان اصفهانی اعتراض دارند، چند درصد احتمال دارد از گیاه­شناسان در آن جلسه دعوت شود؟ گیاه­شناسی حوزه­ای است که برای خودش، به خصوص با سیستماتیک مدرن و پیشرفت­هایی که داشته، بی­عرصه و بی­پایان است. کشاورزی جایگاه خود و وزارت خانه خود را دارد، ما «وزارت گیاه­شناسی» نداریم ما یک سازمانی تحت عنوان سازمان جنگل­ها داریم که جنگل­ها هم جزئی از گیاهان هستند، سوال این است که در این پیشینه تنوع گیاهی بوده است به دنبال خودش تنوع کشتکاری را دارد وقتی می­گوییم کشتکاری، آبیاری هم هست. گفتیم آب و خاک ما تنوع کشتکاری و آبیاری داریم و از آنجا تنوع غذا داریم غذا عنصر مهمی در تاریخ ما بوده است در تغییرات مهم و در جنگ­ها بوده است مقوله­ای فوق­العاده خطیر است، آقای دکتر به مقوله معیشت اشاره فرمودند که نکته بسیار درستی است این تمدن کشاورزی اگر بخواهد معیشت خود را تغییر دهد به چه چیزی و چگونه می­خواهد این کار را انجام دهد؟

مسئله کشاورزی اصالتاً مسئله گیاهی است

مسئله کشاورزی اصالتاً مسئله گیاهی است. وقتی شما وارد حوزه تنوع گیاهی می­شوید به سرعت همچنان که این مواردی که عرض کردم رو به فراموشی است مواجه می­شوید با گیاهانی که فراموش شده­اند کلیدواژه مشخصی که به شما می­گوید تنوع تان در حال کاهش پیدا کردن است و اگر کاهش پیدا کرد دیگر قرار نیست شما پیشنهاد بدهید که به سمت الگوی معیشت بروید شما کار دیگری نمی­توانید بکنید، اتفاقی است که می­افتد.

آب و زیست جمعی همیشه در ایران محل اختلاف بوده است

نکته دیگر این است که این آب و زیست جمعی همیشه در ایران محل اختلاف بوده است وقتی چیزی کم است سر آن دعوا است عرضه پایین و تقاضا بالا است. این تقاضای بالا، نسبی است و سر موضوع رشد جمعیت هم به راحتی نمی­توان نتیجه­گیری کرد. طبق گزارش­ها، ایران در دوره صفویه ۴۰ میلیون جمعیت داشته است. این در دوره پهلوی بعد از دوره­های افولی که جنگ جهانی، قحطی، بیماری­های واگیردار دیده است به ۱۰ میلیون تقلیل پیدا کرده است. در دوره ای  به ۲۰ میلیون و بالاتر افزایش پیدا می­کند و در گزارش­های وزارتخانه­های مربوطه در دوره پهلوی، رشد جمعیت بالا است مبنا عدد ۱۰ است پایه ۱۰ چیست چون همان بوده است آن را گفته­ایم؛ در واقع هنوز ملاکی ندارید که بخواهید در مورد رشد صحبت کنید و آنقدر که در مورد رشد صحبت می کنید در مورد توزیع صحبت نمی­کنید یک مشکل در مورد ایران به عنوان سرزمین این است که بسیار گسترده است و به همان اندازه هم ناهمگون است چطور می­خواهید این همه را پوشش دهید، تا قبل از اینکه یک حکومت مرکزی باشد یعنی قبل از دوره صفویه و دوره ایران باستان را کنار بگذاریم که چندین قرن هیچ حکومت مرکزی وجود نداشته است، صورت مسئله متفاوت بوده است، شمار آب زاینده­رود مربوط به دورانی است که حکومت مرکزی شکل گرفته است و با قلمرویی با عنوان امپراطوری نه فقط حکومت مرکزی روبرو می­شوید که مسئله­ای اختلافی و مبنایی است که آمایش آن هم آب محور باشد چون اگر آب محور نباشد زندگی نیست، وقتی زندگی نباشد فناوری­ها ارزشی ندارد، در واقع ما در مورد اختلاف­ها صحبت می­کنیم و اینکه چگونه این اختلاف­ها حل شده است؟ چرا این کار را باید انجام دهیم؟

ما در حوزه طبیعی و انسانی آینده­نگری نکرده­ایم

ما در حوزه طبیعی و انسانی میراث­دار هستیم و باید نسبت به آن آینده­نگری کنیم که نمی­کنیم و اصلاً  به سراغش نمی رویم. طرح مسئله­ای هست با خودش پاسخ هایی را دارد این­ها روی هم اثرات متقابل دارند آنچه که برای ما مسئله بوده است و فعلاً ما بعد اجتماعی اقتصادی آن را در نظر می­گیریم این محور پاسخش کشاورزی و دامپروری بوده است، عنصر اصلی زراعت طبیعتاً آب است یعنی به اندازه­ای که آب مهم بوده است زمین مهم نبوده است عنصر محوری کمیاب آب بوده است پس باید دعوا زیاد باشد که بوده است و اسناد مختلف در رابطه با اختلاف وجود دارد، مقیاس قالب کار تولید ده و روستا است، گستره­ی جغرافیایی تقریباً فراگیر است ولی پراکنده است، مهم­ترین مشکلات حکومت مرکزی چگونه قابل مدیریت است. ایران کویت نیست. ایران سنگاپور نیست، وسعت سرزمین داریم چطور می­خواهیم پوشش دهیم توضیح این چیست؟

می­توان از کمیابی به تمدن رسید

کار و تولیدی که انجام شده است قوی و متراکم بوده است، ما اینجا شیوه حل مسئله را از دو منظر می­بینیم یکی از حوزه انسانی و دیگری حوزه مهندسی است امروز هم موضوع همین است از یک خاستگاه انسانی حرف می­زنیم و از یک خاستگاه مهندسی جواب می­شنویم، اتفاقی که در این حل مسئله افتاده است نظم اجتماعی که آیه آن قبلاً آب بوده است و بعداً نفت می­شود و با نظم مهندسی همسو است، بین حوزه­های اجتماعی و طبیعی و بین حوزه­های انسانی و طبیعی پیوستگی دارید چگونه این همسویی به وجود آمده است؟ سازمان­های کار شما یاری­گرا هستند و رقابتی نیستند، این وزارت­خانه با آن وزارت خانه این نهاد با آن نهاد، این گروه با آن گروه، سازمان کار یاری­گرانه است به جای رقابتی، مهندسی آب و آبیاری هم طبیعتاً مصنوعی است ولی مبتنی بر زیست­بوم است، الآن محیط­زیست فانتزی است، در حد یک پیوست است مهندس برای یک طراحی نیازی به زیست بومی که قرار است در آن عملیات کند ندارد، اجرا و عملیات را از جایی انجام می­دهید که سابقاً نیازی نبوده که آموزشی نسبت به آن داشته باشید. من به مقدمه­ای که عرض کردم بر می­گردم یک پایه آن زمین­شناسی است در دروس دانشگاهی ما وقتی مهندس که باید خلاق و طراح باشد با این ناهمگونی­ها روبرو شود شناختی ندارد وقتی برخورد می­کند چطور با آن برخورد می­کند چک لیست­هایی که می­خواهد پر کند در آن چه چیزهایی آمده است؟ اینجا گفته است عدد ده، اگر یک جایی شد دوازده تکلیف چیست؟ اگر انجام ندهد سواد علمی خود را زیر پا گذاشته است، این مهندسی مبتنی بر زیست­بوم است نه چیزی جدا که لحاظش کنیم، نتیجه این است که کمیابی هست که اول هر کتاب اقتصادی گفته شده است منابع کمیابی است و شما در این کمیابی به تمدن رسیده­اید و منکر هم ندارد و ادعا هم نیست، کتاب «ارشاد الزراعه» در مورد حوزه کشاورزی که خیلی هم در داخل شناخته نشده است در خارج شناخته شده است و مطالعات اصل ۴ و غیره که خارجی ها در موردش  کار کرده اند، پس می شود از کمیابی به تمدن رسید اما و اگرهایی دارد و زمینه­ها می­خواهد.

ما در حوزه علم و فناوری دچار گسیختگی هستیم

پدیداری زیست جوامع در اصفهان قدیم به لحاظ زمانی الآن و این اصفهان، اصفهانی نوین است چون اولین باری است که بعد از دوره باستان انسجام ملی را برای خودمان داریم، به اعتقاد بنده ما نیاز به همبستگی تحت عنوان فرهنگ، زیست بوم و فناوری هستیم که الآن این­ها بنا به دلایل مختلف گسیخته هستند، اگر بخواهم بر رویش دست بگذارم حوزه سیاسی و اداری نیست، توسعه طبعاً یک حوزه سیاسی، اداری دارد. من می­خواهم توجهات را به حوزه علم و فناوری جلب کنم، ما در حوزه علم و فناوری دچار گسیختگی هستیم یعنی اگر درد را هم بگوییم وقتی قرار است به درمان برسیم نهایتاً باید کارشناسی­هایی اتفاق بیفتد این کارشناسی یعنی گفتگوها و نقادی­های علمی، وقتی رشته­های ما از هم بیگانه هستند، وقتی دانش آموخته­های ما مواد درسی را اصلاً ندیده­اند و نیازی هم نبوده که ببینند، از کارشناسی تا دکتری الآن در مقام راه حل چگونه می­خواهند راه حل بدهند، زاینده­رود در اصفهان است دانشگاه اصفهان دانشگاهی جامع است و کلیه رشته­ها را دارد. سوال این است که پیوند بین این رشته­ها چگونه است؟ آیا داده­های زیست بومی به عنوان ورودی این رشته­ها وجود دارد که خروجی به این زیست­بوم برگردد؟ فرض کنید در قالب فناوری یا غیرفناوری باشد. چند مورد را در حوزه طبیعی انسانی عرض می­کنم پاسخ­هایی فناوری مهندسی هم داده شده است مثلاً جغرافیایی من جغرافیا را برای شما زمین و خاک می­خوانم، زمین اصفهان سفت است و خاکش هم حاصل خیز نیست فناوری اقتصادی چه کردند هم باغ داشتند هم آبادانی، من آبادانی را برای شما این­گونه می­گویم فاضلاب داشته­اند، فاضلابی که فراموش می­شود و در دوره پهلوی اول به قدری مشمئز می­شود که نمی­دانند چه کنند یعنی فراموش شده است، فاضلاب مهم است بخشی از آبادانی است موضوع دیگر آب رودخانه است این طغیان هم داشته است، مهار کرده­اند، ماهی پرورش می­دادند، هر چگونه بازی با این آب زاینده­رود به مانند خمیر در دست انجام دادند، کم آبی داشته است و نوسان هم داشته است نوسان هیدرولیک می­بینید. مرحوم دکتر ابری در دوسال منتهی به سال ۸۰ ذکر می­کنند که خشکسالی در این دو سال بی­سابقه بوده است زنگ خطرهایی که پیش از این­ها به صدا در آمده است، در حوزه جمعیت تقریباً معادل شهرهای بزرگ جهان مثل لندن بر اساس گزارش سیاحان، در حوزه مکتب زیستی تحت عنوان مکتب اصفهان شناخته شده است، به لحاظ دینی و فرهنگی فوق­العاده فعال و پویا بیش از ۴۰۰ مسجد، انجمن صفاخانه گفتگوی ادیان مفصل همراه با مجله و نشریه با محوریت فرهنگ شیعه، و بسیاری موارد دیگر در حوزه مهندسی و فناوری که عبور می­کنم. فرهنگ زیست بوم فناوری وقتی در قالب یک نظام بهره­برداری از منابع طبیعی خود را می­خواهد نشان دهد؛ تنئوع زیستی را می­بیند برای آن تنوع توازن را دارد به تاریخ تحول محیطی توجه داشته است چیزی که برای ما گنگ است. کسانی که علوم اجتماعی درست خوانده­اند تاریخ تحول محیطی را باید بدانید تا بتوانید کاری انجام دهید که ماندگار باشد، بر اساس مطالعات صورت گرفته پل خواجو بر اساس بازگشت سیلاب ۴۰۰۰ ساله ساخت شده است، یا فناوری­های امروزی را داشتند، این­ها موارد قابل تأملی است که برای مسائل­مان باید به آن فکر کنیم این اصفهان­شناسی در فلات مرتفع ایران است که آمایش سرزمین آن از نوع قدیم است آمایش سرزمین جدید که طراحی شده است اشکالات بسیار متعددی دارد در پرانتز عرض می­کنم که عمدتاً شرکت­های مهندسین مشاور طراح آمایش سرزمین ایرانی بودند که این مهندسین محترم کاری به مهندسی زیست بوم به شکلی که گفته شد ندارند و جمع­آوری داده و بعد خروجی ای که بایستی به ارتقاهایی برسیم، در متن طومار نکاتی است که عرض می­کنم، اول اینکه خاستگاه جامعه مسئله است مطرح شده و بعد هم بیان می­شود، بر سر سهام رودخانه مبارکه زاینده رود اختلاف وجود دارد، مسئله هست و بیان می­شود آنقدر که منجر به صدور فرمان از سوی شاه می­شود نتیجه اینکه تقسیم آب مسئله مشترک می­شود، کشاورزان اعتراض کردند یعنی جامعه شهری اصفهان مسئله­ای با آب ندارد؟ همکاری هم قاعده عبور از کمیابی است کمیته تشکیل می­شود، کمیته سه ضلع دولت، مردم و هم فنی و تخصصی دارد، باید تعیین منابعی باشد که ترکیب کمیته را تأیید کند، مشروعیت داشته باشد، امنای دولت قاهره، معتمدین، حضرات، کدخدایان و ریش سفیدان بلوکات مشترکه، روش معیار برای شاخص­گذاری در تعیین سهام می­گذارند و آخر سر می­گویند اگر انجام ندهید تنبیه می­شوید و توصیه به عهد شناسی و وفای به آن کرده­اند. در خود طومار بحث زیاد است که من چند مورد می­آورم، همه جا را محاسبه کرده­اند، هیچ روستا و مزرعه­ای باقی نمانده است، قید گذاشته­اند که گنجایش و قابلیت بدون تقلب این عین متن طومار است، گفته اند که اگر تغییر در زرع بدهیم نیاز به آب تغییر می­کند باید چه کنیم؟ ما نقشه جامع علمی کشور داریم که گسیختگی­های دانشی ما در اینجا است اولویت اول آن فناوری­های آب، الگوی کشت منطقه­ای اولویت است، ایمنی امنیت غذایی اولویت است، سوابق را دیده­اند و هر جا لازم نبوده است، دست نزده­اند، کلیه تجارب باید ثبت شود، گفتند الزام دارید که در دفتر بنویسید، نیروهای ثبت، همان­هایی که هستند ناظر محلی وجود دارد کدخدای معتبر معتمد بلوک برنامه یکساله است و درک کیفی زمان دارند با توجه به تأثیری که زمان بر روی تقسیم آب می­گذارد دستور­العملی که می رسند همه این تغییرات را می بینند، یک روز قبل که نوبت آبیاری است به کدخدا مادی سالار و مرد قاصد یعنی تیم نظارت اجرا و اصل می­شود نتیجه این است که به صلح و دوستی می­رسید و مسئله اختلافی بوده است.

مشکل آب زاینده رود مسئله­­ی تازه­ای نیست

ما یک سند تاریخی را از این جهت بررسی نمی کنیم که فقط بوده و ثمراتی داشته است و ثمرات آن غیر قابل انکار است پس معلوم است که دیده­اند، ولی الان اگر بگوییم تغییر در زرع کدام رشته دانشگاهی می­بیند؟ مثلاً می­گوییم فلان رشته و امروز صحبت از حکمرانی می­کنیم. حوزه حکمرانی مربوط به کدام حوزه است؟ حوزه سیاست­گذاری، اعمال قدرت، اعمال حاکمیت، حوزه علوم انسانی و … چه نسبتی با زرع دارد؟ نسبتی ندارد. هدف من از ارائه، این است که پشتوانه کارشناسی صرف نظر از ندیدن­هایی است که آقای مهندس درویش فرمودند که چرا دیده نمی­شود اشاره کردند  وقتی شما راه حل علمی می­دهید پشتوانه های کارشناسی کمک نمی­کنند که به راه حل علمی برسید ما تعاملات علمی بین المللی بسیار گسترده ای داریم، در واقع افراد ما دارند ولی سازمان­های ما ندارند، جناب مهندس در یونسکو مشغول هستند، یونسکو دهه­ها است که درباره مناطق خشک کار می­کنند، مناطق خشک جزء کدام مباحث علمی است؟ علوم انسانی، علوم پزشکی و دامپزشکی، علوم فنی و مهندسی چه وقت مهندس ما می­بیند که منطقه­ای خشک است، چه وقت پزشک ما متوجه می­شود که در منطقه­ای خشک و نیمه خشک است؟ چه وقت پزشک ارتفاع را در تجویز خود راه می­دهد؟ چه وقت به سراغ جغرافیای پزشکی می­رویم؟ چه وقت به سراغ جامعه­شناسی پزشکی می­رویم؟ چه وقت به سراغ زمین­شناسی پزشکی می­رویم؟ تا به سمت این گسستگی دانشی نرویم خروجی دانشگاه­های ما نمی­تواند راه­حل داشته باشد، فریادهای شما شنیدنی است ولی خلأ دارد، آن خلأ این است که همکاری دانشی نداریم، اقتصاد، اقتصاد است اقتصاد آب چه معنایی دارد؟ کسی هم که در کار آب است کارش را انجام می­دهد، فرمولش را چه کسی باید بنویسد؟ پس ریاضی کاربردی آن کجاست؟ جدیداً در کشور ما یک حوزه­ای در حال فعالیت است به نام ریاضات زیستی؛ عزیزان می­گویند زیستی که شما صحبت می­کنید در تنوع زیستی به سلولی که سرطان دارد و بخواهید با پزشک صحبت کنید محدود نمی­شود این حوزه اکولوژی هم دارد، این زیستی انسانی هم هست، چرا در حوزه ریاضیات زیستی حوزه انسانی را در نظر نگرفته است؟ از سلول و مولکول شروع می­کنیم اوج می­گیریم و به اکولوژی می­رسیم این فرآیند مثل یک زنجیره است، یک بخشی فشار آورده است و یک بخشی را می­گیریم سرطان می­شود مطالعات جامع سرطان انجام می دهیم، اطلاعات و زمینه­های این کجا هستند؟ زمینه­های آن به چه دردی می­خورد؟ طرح سوال، پاسخ ها و تعاملات و شکست­های این کجاست؟ وقتی به سابقه برمی­گردیم مگر زاینده رود بار اولش است مگر تازه آدم ها در آن زندگی می­کنند، مگر پل­ها برای دیروز هستند، دانشگاه اصفهان در همان جا است بهترین مرکز مطالعاتی دانشجوی اصفهانی در تمام رشته های دانشگاهی در حوزه فلسفه، فقه، این هم زاینده­رود در حوزه زیست بوم ورودی حوزه علمی، خروجی آن آبادانی اصفهان، غیر از این است؟ تا ما بتوانیم به همکاری برسیم و گرنه داستان تنش است.

ما یک همبست فرهنگ، زیست بوم و فناوری نیاز داریم

این کشور فرسایش آبی، بادی، خاکی دارد و اگر مهندسی نشود ما به جای باغ، ریز گرد داریم، مهندسی اشکال دارد و الآن هم خیلی به مهندسان نقد می­شود ولی مهندسی می­کنند، حساب و کتابشان که درست است نرم­افزارهای رایانه­ای آن­ها که درست است پس احتمالاً در دانش مهندسی اشکالی وجود دارد که با یک پیوست نمی­شود ما یک همبست فرهنگ، زیست بوم و فناوری می­خواهیم. در سال ۸۳ تقسیم آب زاینده رود در کتاب درسی هست، سال ۹۳ نیست در قسمت بیشتر بدانید قسمتی به خط سیاه آمده است که قابل خواندن نیست دانش­آموز اصفهانی چه چیزی را از تقسیم آب زاینده­رود می­خواهد بداند مشارکت ذی نفعان، نسل آینده؛ این آمایش سرزمین است.آمایش سرزمینی که الآن در حال انجام و و رو به نهایی شدن است منهای بخش اول که جهت­گیری­ها و سیاست­های اولیه آمده است و گفته­اند که فرض گرفتیم بر اساس این­ها کار کرده­ایم وقتی وارد می­شویم آن همه ملاحظاتی که آن زمان دیده می­شد الآن در این اسناد نمی­بینید، سوال این است که آمایش سرزمین خوب است ولی کدام آمایش سرزمین خوب است؟ با کدام سرزمین شناسی؟ مگر ما ورودی­های دانش سرزمین­شناسی بالا داریم؟ از سرزمین­شناسی، گیاه­شناسی، جامعه­شناسی گیاهی شروع می­شود، کشاورزی متهم است که مصرف آب بالا دارد، جلوی شهری­ها را نمی­توانیم بگیریم، عشایر هم حذف می­شوند، روستاها گردشگرپذیر می­شوند ژئوتوریسم به راه می­اندازیم دانش آن پس کجا می­رود؟ چه ارزش اقتصادی دارد؟ چه ارزش سلامتی می­تواند داشته باشد؟ این­ها آمایش سرزمین است که نمی­پرسیم، می­خواهیم درآمد ایجاد کنیم، هتلداری یاد بگیرند، انگلیسی یاد بگیرند، آشپزی یاد بگیرند، تعامل فرهنگی یاد بگیرند و روابط عمومی خوبی داشته باشند تا بتوانیم درآمدزا باشیم. آیا نمی­تواند بازدهی اقتصادی داشته باشد؟ چرا اولین همایش شورورزی از سال ۱۳۹۶ شروع بشود؟ شورورزی در خاک ایران که شور است در آب ایران که مشکل داریم، چرا این قدر دیر به صحنه می آید در حالی که در سال ۱۳۳۶ نمک زدایی می­آید، فناوری روز استفاده می­کنیم فناوری روز را باید استفاده کنیم فقط باید بدانیم که چگونه استفاده می­کنیم؟ فیلترهای زیست بومی ما عمل کنند، فناوری­ای بشود که قابل استفاده است، چرا این قدر که به این پرداختیم به شورورزی نمی­پردازیم؟ والا اختلاف جای سازش می­شود و آمایش سرزمین هم راه به جایی نخواهد برد، کما اینکه قبل از انقلاب آمایش سرزمین انجام شده است و آن آمایش سرزمین بازخوانی نشده است.

آب به مثابه انرژی است

جناب آقای مهندس درویش در یونسکو هستند چرا یونسکو که همه آن را به نام علمی فرهنگی می­شناسیم در مورد اقیانوس­ها مطالعه می­کند، چرا یونسکو در دهه ۶۰ در زمینه کوچ و عشایر همایش برگزار می­کند پس معلوم است که این ها ارتباط دارند، ما پژوهشگاه، دانشگاه و دانشکده در حوزه فرهنگ داریم متناظر با این در مورد آب و هوا هم داریم. این­ها کجا همدیگر را ملاقات می­کنند؟ یک وزارت علوم و یک وزارت بهداشت داریم به این معنی است که هیچ گاه جامعه­شناسان ما پزشکان ما را در یک اداره­ای،  کاری و … همدیگر را نمی­بینند کما اینکه در مسئله کووید هم همدیگر را ندیدند، دیگر چه برسد به اینکه دامپزشکی ما هم از همدیگر جدا است پزشکی و دامپزشکی ما هم از همدیگر جدا هستند، اینگونه شما آمایش سرزمین نخواهید داشت، سرزمینی که زیست دارد، از انسانی، گیاهی و جانوری که با هم تعامل، ضرب، ماتریس و … دارند آنچه که از گذشته بوده است آمایشی است که می بینیم و شکر خدا فناوری­های روز و پیشرفته کمک کنند که بهتر شود، این نتیجه چرخه تولید و انتقال نیروها و حاصل از تجمیع و بسیج آن­ها را بخواهیم بگوییم آب به مثابه انرژی است ما به این شکل نگاه نمی­کنیم چون ما صرفاً آب را مصرف می­کنیم اگر به عنوان انرژی می دیدیم خیلی بهتر به آن احترام می گذاشتیم و خیلی بهتر از آن بهره می بردیم، من جستجوی زیادی کردم، انرژی غذایی کجا بررسی می­شود؟ در مورد انرژی غذایی خیلی کم بحث می­شود بنابراین بی جهت نیست که آب را نادیده می­گیریم آب انرژی است ادعای فنون و تولید مهندسی را داریم مهندسی آن بماند جای بحث زیادی دارد، بهره­برداری از نتایج انرژی اجتماعی شده است حکومت را هم در داخل این انرژی اجتماعی دیده­ایم چون پایه سیاست در جامعه است، محصول اقتصادی شده است که یکی از این سیاحان می گوید معادل بورس لندن فعالیت دارد، گردش مالی دارد یعنی کار اقتصادی دارد وقتی شما هزینه نمی­کنید باید پول خرجش کنید یا اینکه قدیمی است می­خواهید پول خرجش کنید و به زور آن را نگه دارید، چقدر پول خرج کنیم دیگر ارزش ندارد کارآیی ندارد، ما باید بسازیم، براساس چیزی که ساخته شده بود و کاری که آن­ها نسبت به قبلی­ها انجام داده بودند، میراث ما چون خیلی زیاد است بهره­وری هم از آن نداریم چون سواد میراثمان را نداریم، چیزی می­شود که رویش خط نکشیم اذیتش نکنیم بعد هم به زور آن را به عنوان محصول اقتصادی حفظ کنیم.

همسویی نظام اجتماعی با نظام مهندسی در کشور اتفاق نیفتاده است

می­خواهم نتیجه گیری کنم که نظم اجتماعی با نظم مهندسی هم سو بودند بخش مهم این است که همسویی یک منافع است، منافع مهم است و نمی­شود که دیده نشود سوال این است که چرا این منافع متضاد هستند؟ چرا مهندس ما که باید طراح باشد طراحی نمی­کند، چک لیست جدید نمی­دهد و بر اساس مطالعاتی که انجام می­دهد بگوید که من تعریف خاک جدید را ارائه می­دهم ما لایه حفاظت از خاکمان هم اشکال دارد، ما الگوهای حفاظتی­مان هم اشکال دارد می­خواهیم جنگل را حفاظت کنیم هرچه مردم در آن هستند را بیرون می­ریزیم اگر می­توانستیم حشرات را هم بیرون می انداختیم چون اکوسیستمی نمی بینیم  میراثمان زیاد است ولی در مورد الگوی حفاظت کار نمی­کنیم ما می خواهیم میراث صنعتی را پاس بداریم چگونه می­خواهیم این ها را حفظ کنیم خیلی عشق به میراثمان را داریم، بر روی الگوهای حفاظت از میراث کار نمی­شود، اگر همسو شد درون­زایی قدرت دارید و اگر نشد درون­زایی قدرت نخواهید داشت درون­زایی قدرت یعنی پایداری قدرت سیاسی، بسترسازی قدرت سیاسی، به زبان امروزی توسعه مردمی و پوشش حکمتی است یعنی جامعه و حکومت با همدیگر به شکوفایی می­رسند نه عکس همدیگر.

تلگرام
توییتر
لینکدین
واتساپ
ایمیل
چاپ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


  • دسته بندی

  • اخبار فوری

  • بازدید سایت
  • ۰
  • ۱۳
  • ۱۶
  • ۱,۴۲۶
  • ۱۱,۵۳۳
  • ۲,۱۷۴